دوری و‌ دوستی بابا

وقتایی که کار اشتباهی میکنم

یا‌وقتایی که یاد بابامو‌نمیکنم

بیشتر غمش برام حس میشه

انگار روز های که دختر خوبیم میشینه و فقط تماشا میکنم

اما روز هایی که کار بدی میکنم دور میشه و منم باید برای این دلتنگی بیشتر گریه کنم

رهبر زندگی خودت باش

خودتون به چالش بکشید

اضطراب میگیرین

میترسین

قلبتون‌تند میزنه

بدنتون‌کوفته میشه

مغزتون کند میشه

اما قوی میشین، زندگی رو با گوشت و خون حس میکنین ،مبارز میشین، یه سرباز نمیشین بلکه رهبر زندگی خودتون میشین، مسیر درست بار ها بار میچنین ‌تا بالخره به چیزی که میخواین برسین

حتی اگه نرسینم. به ناتوان بودن سست بودن می ارزه

پوست کلفت بودن شاید دردناک با رنج همراه باشه اما از ضعیف بودن بهتره

تعریف و تنبیه

حافظه قوی، شخصیت محکم و مستقل، و قلب بازی میخواد تا حتی وقتی کسی بدی میکنه تو‌بتونی خوبی هاشم به یاد بیاری و بهم نریزی یا ازش یه آدم بد نسازی

حتی مادری فرزندی که محبت میکنه رو به فرزندی که بدی میکنه ترجیح میده حتی وقتی یکبار بدی میکنه یه بار یه کار بد میکنه

گلایه اشم میکنه مطابق وقتایی که ازش تعریف میکنه.

دختر باهوش و نخبه ای که سرطان گرفت گفت خدا روزی که بهم این هوش داد نگفتم چرا دادی الانم که سرطان گرفتم اجازه ندارم بگم چرا دادی

اگه پس کیی ازتون موقع خوبی هاتون تعریف میکنه، پس توقع اینکه وقتی بدی میکنی ازت بد بگه ام باید طبیعی باشه نه

☹️اینکه یه وقتایی دنیا رو مدار عدالت میچرخه هم مثل اینکه همچین جالب نیست

با اعتماد به نفس

اعتماد به نفس خیلی مهمه

میدونم ممکنه سرکوفت ها،تجربه های بد، شکست ها، همه چی باعث شه فکر کنین نمیتونین، بی عرضه این، موفق نمیشین، به شکست خورده این، یه بدبختین، هیچ کاری از دستتون بر نمیاد، باهوش قوی نیستین

اما همه یه مدلیم توی یه طیف رنگین کمون،اگه شما بد بختین، مطمن باشین بقیه ام هستن،بعدشم کی مشخص میکنه کی بدبخت کی نیست، کی میگه کی بهترینه؟

بیخیال همه چی شین

تظاهر به با اعتماد به نفس بودن کنیدبه خودتون بگین من بهترینم

هیچ‌کس نمیتونه واقعا خلافشو ثابت کنه

همین

دنیای نامهربون

ضربه های که از دنیا میخوری یه وقتایی قویت نمیکنه بلکه جای زخمیه که هر بار که بهش دست میزنی فریاد میزنه

من دختر احساساتی و حساسی هستم یا شایدم نه

بستگی به این داره که ارزیابی کنم بیینم اون اتفاقی که منو ناراحت کرده سه نفر دیگه ام ناراحت میکنه؟یا فقط من ناراحت میشم

دوست پسرم یه بار یه حرف جالبی زد گفت باید پوست کلفت بشی

راست میگه هرچند از اون انتظار نداشتم اما راست میگه

روز به روز آدما خشن تر و خشن تر خشن تر میشن

و آدمایی مثل من اگه یه سپر جلو خودشون نداشته باشن

توی‌این اوضاع تیکه تیکه میشن

اما کاش به جای سپر دنیا جای شیرین تری بود

این جمله که دیگران درک کنیم و دوستشون داشته باشیم و بهشون اهمیت بدیم

برای هم خوب بخوایم

تو ذات همه میبود

همین

قلب نازک

این درسته که آدما شخصیت های مختلفی دارن

حال هوای مختلفی دارن

اما من هنوزم با وجود گفتن از هیچ کس هیچ توقعی نداشته باش

انتظار نداشته باش

همونطوری‌که هستن بپذیرشون، درکشون کن

هنوزم وقتی بهم تو میگن ناراحت میشم

هنوزم،،،

ترس

از چی میترسین؟

عنکبوت ها،مار، ارتفاع مرگ!

همه مون از یه چیزی میترسیم

و شاید چندتا چیز

شما چی‌کار میکنین

باهاش‌مقابله میکنین یا ازش فرار میکنین

میدونین دیگه فرار برای همیشه جواب نمیده و مقابله کردنم بگیر نگیر داره یه وقتایی از این همه مقابله پیر میشی یه وقتاییم‌قوی‌میشس و شایدم هردوش

یه گربه داریم در عین اینکه دوست داره تو منطقه امن با ارامش خونه باشه. امنیت دوست داره اما وقتی ترسی براش پیش میاد با اینکه قلبش انقدر تند میزنه که میخواد از جا در بره با اینکه یهو میپره‌و مردمک چشمش درشت میشه اما بازم میره تو دل ترس هاش و این جالبه برام

منم نمیدونم یه‌وقتایی از ترسام فرار میکنم و یه وقتایی از گربه یاد میگیرم و میرم تو دلش

همین

نیاز به آرامش

چندروزیه با هر اتفاقی زود دلشوره میگیرم

ته دلم خالی میشه و انگار یه چیزی تو قلبم میریزه پایین

یه‌وقتایی آدم نیاز داره یه جایی داشته باشه که توش احساس آرامش کنه به هیچ چیزی فکر نکنه نه گذشته نه آینده ، فقط آرامش باشه

مثل یه اتاقی که کلیدشو بهت میدن میگن فعلا باتری شما خراب شده مدتی اینجا بگذرونید‌وقتی باتری تون خوب شد دوباره شروع به کار کنید

فکذ کنم اگه این اتفاق میفتد دنیا با سرعت بهتر و لذت بخش تری حرکت میکرد

موقعیت مناسب گیاه

به نظرم هر شغلی استعداد و علاقه میخواد حتی رفتگری

حتی فروشندگی

مثلا امروز فروشگاهی رفتم که دختره اصلا حوصله نگاه کردن‌و حرف زدن با من و نداشت خیلی عبوس بود

میدونم‌میتونه از خستگی و کار زیاد و شاید مشکلات‌دیگه ای باشه که نمیدونم

اما بیاین قبول کنیم حتی اگه ایناهم نباشه هستن کسایی که تو جاهاین که مناسبشون نیست نه اونا شاید. خیلی هامون جایی هستیم که مناسبمون نیست

حکایت حکایت همون جمله است که هر گیاهیی تو خاک و گلدون و نور مناسب خودش رشد میکنه اما جای دیگه میمیره

عقل و قلب

امان از این مغز

چه‌کارا که نمیکنه

توانایی پوکاندن خودشو داره

میتونه انقدر با فکر های منفی و بد پر کنه خودشو که یه وقتایی دوست داری بزاریش رو طاقچه و بری بگی حالا باش فکر کن

و به خصوص وقتی با احساسات و قلبت همراه میشه یعنی یه فکر منفی میکنی بعد احساس غم میکنی بعد واییی نرم جلو

خوب یکی نیست به این فکر بگه بابا ولکن بابا ،بیخیالی طی کن

به قلب بگی بابا ریلکس باش

فکر کنم باید تو مهدکودک و مدارس کلاس های مدیشین بزارن تا از همون زمانی که کوچیکیم این تو دوتا عضو بهشون یاد بدیم چی کار کنن

چون خودشون که بزرگ میشن اصلا بلد نیستن شایدم هشتاد درصد مواقع کار درست بلد نیستن

فهمیدین چی میگم؟

و تلخی امیدوار کننده

چه قدر تلخ اما امیدوار کننده و خوبه که میفهمی

رابطه یه وقتایی دوست نداشتن داره ، بی حوصلگی داره،تلاش داره، غم داره، بلاتکلیفی داره

وقتی بدونی همه اینا هست و فقط باید صبوری کنی و یه وقتایی روش درستشم یاد بگیری

دیگه از رابطه ات ناامید نمیشی و نمیگی یعنی بهش نرسیدم! یعنی شکست خوردم

یعنی این اونی که میخوام نیست

دیگه‌اینا‌نمیاد و میدونی این تلخی ها در عین تلخ بودن خود زندگی که باید کنی

برای همینه یه وقتایی پذیرش غم حالتو اگر چه کوک نمیکنه اما نابودتم نمیکنه

اهنربا اجتماعی

تو دوره الان که به صورت جمعی زندگی میکنیم

اونایی که استعداد روابط بین فردی عالیی دارن،اونا که میفهمن دیگران چه شخصیتی دارن و هر شخصیتی چی دوست داره و چی دوست نداره و باهاش چه طوری باید برخورد کرد

به نظرم زندگی موفق تری میتونن نسبت به بقیه داشته باشن

دوست پسر نامتعادل

دخترا

شما‌چه‌طورین به صورتی که‌ به غرور و شخصیت دخترونه اتون بر نخوره و پسره فکر نکنه آدم مادیتی هستین بهش مییگین یا میفهمن که

باید دعوتت کنن رستوران

هدیه قشنگ بگیرن

چون‌ دوست پسر من در عین لارج بودن لارج نیست

در عین خواستن برای خرج کردن خرج نمیکنه

در عین دوست داشتن. دوست نداره

میفهمین چی میگم؟ بحث این نیست که پسر خودش بخواد خرج میکنه ها

اینو نگین یه چیز دیگه بهم بگین

شوخی ممنوع

مطمئنا برخورد خودمه

خودم به برخوردی دارم که این عکس العمل داره

خوشم نمیاد دستم بندازن یا باهام شوخی کنن اذیتم کنن

ولی نمیدونم چی میشه که این اتفاق میفته

وقتی اذیتم میکنن انگار انرژی روزم هی خالی خالی تر میشه انگار از قدرتم بر میدارن و ضعیف میشم

شما بگین چی کار کنم!

عوض کردن ورق

اینو نشر بدین

اگه فرزندتون خرابکاری کرد یا اشتباهی کرد نزنینش بهش اضطراب حس بی ارزش بودن منتقل نکنین

بهش یاد بدین اشتباه پیش میاد و این ارزش تورو پایین نمیاره

مهم اینه تلاش کنی اشتباهتو درست کنی

حتی اگه الان یاد نداشتین

یا کسی با شما این کارو نکرد شما این اشتباه تکرار نکنین

ورق رو برگردونین

فکرهای مخشوش

من دخترپر انرژی خورشید

و دختر غمگین ماه. ام

روز ها پر از حس امید انگیزه و آمادگی

و شب ها خسته و نیازمند مقدار کمی آرامش

در سرم‌فکرهای مختلفی میچرخه و میچرخه

چرا اون اینطوری نگاه کرد ،چرا اون حرف، چرا اون صمیمت با من نه، چرا تلاش برای نزدیک شدن به من نه،چرا اون داد،اون نگاه تند،اون دوری و و و و که شاید همش ساخته ذهن خودم باشه

اما میچرخه و میچرخه و میچرخه

خونه عشق

و امان از این احساسات غم انگیز ،از این احساسات سردرگرم کنده،

تو دنبال حس شادی،حس امنیت، حس ناب و خالص که یکی و با تمام وجود میخوای، از ته قلبت ،قلبش برات تند تند میزنه قلبت براش تند تند میزنه

هردوتون همو میخواین، و انگار شما دوتا برای هم ساخته شدین، مهم نیست چه اتفاقی میفته، باز به سوی هم برمیگردین،مهم نیست چی میشه کنار هم حس امنیت دارین، حس اینکه از اون بهتر وجود نداره

اما همه چی به سادگی نیست، فهمیدن این احساسات و این حال هوا به این سادگی نیست

و دقیقا مسیر درست کجاست؟ چه طوری باید بهش برسیم

آغوش

فکر و خیال زیاد نکنین

رهاش کنین

ته اش هیچی نیست

ته اش قراره همه بمیریم

بزارین هر اتفاقی که تو مسیر هست براتون بیفته

با با اغوش باز بغلش کنین

اینطوری زندگی بهتر میگذره

هاله سیاه

زیادی تمرکز کردم رو اون مشکلی که نمیخوام بگم چیه

فکر میکنم میشه با کمشم شاد بود

میشه اصلا بهش تا حدودی فکر نکرد

مثل مردابه اگه پاتو بزاری روش میکشتت تو خودش

باید عقب بکشی تا فرو نری

اما وسوسه ها نمیزارن،چیز های رنگی به ظاهر قشنگ کوتاه مدت نمیزارن

وسوسه ات میکنن بری به سمت مرداب

تا. اون خوشی لحظه ای رو بگیری

اما من میدونم اگه ولش نکنم

منم مثل خیلی ها هاله های سیاه و پریشان دورمو میگیره و دیگه نمیتونم لذت ببرم

پول

شاید چون علم و فناوری پیشرفت کرده درگیر پول شدیم

شاید چون. توجه امون به دنیا بیشتر از اخرت شده اینطوری شدیم

شاید اینا همش یه بازی برای از پا در آوردنمون باشه

شاید این امتحان خدا باشه که خدا برامون طراحی کرده

شاید واقعا موضوع مهمی و من دارم طفره میرم و زدم به جاده خاکی