خانوم‌لاک پشته

سلام وبلاگی ها🦋

یه جمله ای از یه خانومی شنیدم که میگفت بعضی ها نفسشون سرده یعنی اهل رفت و آمد و پیگیری و گشتن نیستن ،این حرفشو داشت به یه دوستش جهت گلایه از یه دوست دیگه میگفت، به اون خانوم نگفتم اما به شما میگم

حس‌میکنم نفس منم سرده

هم اینو دوست پسرم گفته و هم رفیقا و هم فامیل که اهل حال و احوال گرفتن و بیا بریم بیرون و‌ بیا برنامه بچینیم نیستم

نه‌که‌بگم‌بدم میادا اما خیلی خودمونی‌بگم‌گشادی ام میاد انگار شبیه یه لاک پشتی ام که آدمارو دوست داره ها اما فقط دوست داره ،

یه خانوم‌لاک‌پشت که دوست داره یکم بره قدم بزنه و بعدش بره تو لاک خودش

خوب همینطورم که شاید حدس بزنین☹️ اینجور شخصیتی خیلی تنها میشه

به خصوص برا منی که حداقل دوست دارم بعد مرگم آدما زیادی بیان برای عرض تسلیت اما متاسفانه یکم برعکس این طرز فکر تنهایی پسندم

یعنی هم دلم جمع میخواد هم نمیخواد☹️

خودمم گیج شدم 😂قیافه ام مثل‌اون آقایی شده که وقتی آدرس جایی که میخواستم برم بهش دادم و گفتم میخوام برم اینجا گفت خانوم اشتباه اومدین

و یه جوری انگار میگفت این کیه بابا☹️ تاسف تاسف شدم

همین دیگه

شنبه‌ خوبی داشته باشین و به درود🦋☘️

و سلامم به دوستایی وبلاگی خودم

روز جدید شده و من اومدم یه چیز جدید بنویسم و برم

عرضم به حضورتون راجب نوشته که درباره بابام بود بگم که بابا من اصلا بابای بدی نیست دیگه ما آدما همه مون یه وقتایی خواسته یا ناخواسته دیگران یا متاسفانه عزیزانمون ناراحت میکنیم فکر میکنم این موضوع همه جاییه فقط فکر کنم باید یه وقتایی یاد بگیریم از بعضی چیزا بگذریم،بعضی چیزا رو بی تفاوت از کنارش بگذریم،به دست باد بسپاریم کللا یعنی ولش کردمااا 😤😤

از همین تریبونم. اعلام میکنم بابامو‌دوست دارم شماهم باباهاتون دوست داشته باشین باشه؟

خوببب یه چیز دیگه یه چیزی شنیدم حرف حقی بود گفتم به شماهم بگم☹️ میگفت ما تو ایران درامدمون به ریال خرجمون به دلار☹️

حرف حقی بود و جملع قشنگی بود

گفتم بگم شماهم بخونین

راستی برام کامنت زیاد بزارین

کامنت دوست دارم😁🥰

بوس به کله اتون

فعلا

او یه چیز دیگه😐. درسته من دختر احساساتیم امافکر میکنم اینکه بگن عیب از منه ام کم لطفی در حقم باشه

فکر نمیکنم احساساتی بودنم همچنینم بد بد باشه درسته ممکنه اذیت بشم اما شاید عیب از دنیا و بدی هاش باشه نه من؟تاحالا اینطوری به قضیه فکر کردین؟!

وبلاگ

و سلام وبلاگی ها

حال احوالات؟

امروز داشتم یه پادکست درباره پول و خرج مخارج اینا گوش میدادم

و باید بگم اینطور که ایشون میفرماین فکر کنم وقتی پنجاه سالم بشه شاید بتونم تو اون خونه مشکی که استوریشو‌دیدم‌زندگی کنم

یا برای خودم بسازم

این داستان دویدن دنبال پولم معضلی شده ها☹️ همه یا دنبال ارث اشون یا کاری با پول بیشتر

قرار بود پول غلام ما باشه و ما ارباب اما انگار با این اوضاع ها داره همه چی برعکس میشه

اوففف

جیباتون پر پول و به درود

🥰❤️😁

سه شنبه

سلام کنم؟

روز سه شنبه اتون بخیر

امروز بابام یه جمله بهم گفت که نه قهوه نه ورزش نه حیاط سر سبزمون نه بغل کردن مامانم نه هزارتا چیز دیگه اثرشو از بین نبرد

پاک نکرده

مطمنم بابام نمیخواسته دخترش ناراحت بشه اما شده

نمیشه کاریش کرد دیگه

زندگیه

یه‌وقتایی از کسایی که‌دوست نداری جملاتی میشنوی که اگه الخصوص دختر احساساتی باشی بدجور اذیت میشی و خیلیی باید تلاش کنی و بنویسی و نفس عمیق بکشی و لبخند بزنی

تا بتونی. اون توپ منفی که به سمتت پرتاب کردنو بترکونی

خلاصه که داشتم فکر میکردم این اتفاقا شاید درسش این باشه که من تکرارشون نکنم

حرف ناراحت کننده نزنم

امیدوارم امروز شماهم کسی و با حرفاتون ناراحتت نکنین

بلکه‌برعکس

دلشو شاد کنین

بوس به کله اتون😘🕊️🌼

تست

ترس با ناامیدی همراهه

این روزا دارم سعی میکنم جمله های نهج بلاغه رو حفظ کنم و این یکیشه

راست میگه . نمیدونم یه محتاط به حساب میام یا یه ترسویا هردوش

یه تست شخصیت الان از خودم گرفتم و نتیجه اش شد شخصیت قهرمان

تستMBTAیه دکتر میگفت تست دقیقیه

خوب. مثل اینکه من مناسب شغل های سیاستی و معلمی ام

به نظرتون به جای این همه دنبال کار خوب گشتن و چه کنم چه کار کنم

برم به رییس جمهور بگم برو کنار من مناسب این شغل شناخته شدم😁😂

خوب یه دعا قشنگ برای هممه مون کنم؟

الهی سر همون کاری باشین که حاضر نیستین با هیچ کاری عوضش کنین❤️🧚🏻‍♀️

فکر کنم تو‌زندگیم دوست داشتم دو تا شخصیت داشته باشم یکیش حافظ به عنوان یه پدر دلگرم کننده که هر وقت دلم گرفت یا خواستم چیزی بشنوم که آرومم کنه برم پیشش یکیم یه دوست مثل مجتبی شکوری،مردی که امروز فکر کنم خیلی شبیه منه یا من شبیه اون پر از احساسات،انگار میتونیم دردا رو عمیقا حس کنیم، ولی البته هنوز من به پر دانشی مجتبی شکوری نیستم اما این روزا که لیست دوستایی که دوست دارم بیینمشون میگردم میبینم دوست دارم دوستایی دیگه ای پیدا کنم مثل مجتبی کسایی که ازشون بیشتر یاد بگیرم،بیشتر بفهمم، نه صرفا بحث و غیبتایی نا پخته و حرفا الکی دوست دارم یکی باشه مثل مجتبی پر از حرفایی که دوست دارم صبح تا شب بهش گوش بدم و گوش بدم البته شایدم زیاد نخوام گوش بدم فقط همین وقتایی که از حرفایی معمولی خسته میشم یا به یکم حرفای پخته احتیاج دارم

اخه انقدر یه وقتایی حرفا غمگین میزنه میترسم اگه زیاد گوش بدم افسردگی بگیرم🙃😁

مجتبی و حافظ

فکر کنم تو‌زندگیم دوست داشتم دو تا شخصیت داشته باشم یکیش حافظ به عنوان یه پدر دلگرم کننده که هر وقت دلم گرفت یا خواستم چیزی بشنوم که آرومم کنه برم پیشش یکیم یه دوست مثل مجتبی شکوری،مردی که امروز فکر کنم خیلی شبیه منه یا من شبیه اون پر از احساسات،انگار میتونیم دردا رو عمیقا حس کنیم، ولی البته هنوز من به پر دانشی مجتبی شکوری نیستم اما این روزا که لیست دوستایی که دوست دارم بیینمشون میگردم میبینم دوست دارم دوستایی دیگه ای پیدا کنم مثل مجتبی کسایی که ازشون بیشتر یاد بگیرم،بیشتر بفهمم، نه صرفا بحث و غیبتایی نا پخته و حرفا الکی دوست دارم یکی باشه مثل مجتبی پر از حرفایی که دوست دارم صبح تا شب بهش گوش بدم و گوش بدم

دلگرفتگی

میگن یه وقتایی استرس و اضطراب میگیری که کاری کنی،حرکتی بزنی و بی تفاوت نسبت به خودت و اوضاعت نباشی.

یه جمله از کتاب نهج البلاغه خوندم که یکی از یه امامی پرسید حالتون چه طوره؟اونم جواب داد چه طور میتونه باشه حال کسی که در آسایش مرگ به سراغش می آید و در سلامتی بیماری می آید و مثل اینکه حتی اماماهم یه وقتایی دلشون از دنیا و روزگار میگرفت

تو اینجور وقتا فقط باید صبور بود،و عجب کار سختیه

سفید

یه جمله میتونه روزتو شیرین کنه یا تلخ کنه

یه لبخند به کسی میتونه لبخند رو لبش بیاره و یه خشم میتونه یه نفر ناراحت کنه

یه دوست دارم میتونه انرژی مثبت بفرسته و یه ازت متنفرم میتونه انرژی منفی ساطع کنه

شمارو نمیدونم اما من از اون دختراییم که یه کلیپ احساسی چند ثانیه ای میتونه. اشک تو چشمام جمع کنه

و یا یه آدمی که تاحالا ندیدم میتونه با حرفش یا کارش قلبمو ناراحت یا خوشحال کنه

میگفتن دختره احساساتی و حساسیم

و یه زمانایی تلاش میکردم اینو رد کنم اما فهمیدم

باید. واقعیت بپذیری تا اروم شی

بحث بدم بیاد از این خصلتم نیست ،بحث اینه چه طوری تو دنیایی که پر شده از رنگ سیاه

رنگ سفید تا کی زنده میمونه؟

روز بارونی

خوب عرضم به حضورتون که نمیدونم چه طوری شروع کنم

امم بگم که. صبح بارونی و دویدن تو بارون و نفس عمیقش باعث شد صبحم عالی شروع کنم با وجود همه دغدغه هام

پس توصیه میکنم حداقل یه بار تو بارون و صبح برین بیرون البته

در کنارش توصیه میکنم حتما پول یا کارت پولتون یادتون نره

اخه این هوا یه نوشیدنی گرم مثل قهوه و چایی و شیر کاکایو میخواست

تا تکمیل بشه

میخواستم راجب یه چیز دیگه صحبت کنم اما

همین کوتاه و مختصر فکر میکنم برای امروز کافی باشه

فعلا❤️

درونگرا

خوب. میخوام اول سلام بدم اما نمیدونم چرا😂مسخره به نظر میاد سلام کنم پس. ایندفعه میگم خداحافظ

و ادامه

دیروز به چیزی فکرمو‌درگیر کرده بودو میخواستم با شما راجبش حرف بزنم اما تنبلی کردم نیومدم همون روح تنبل وجودم گفت حالا ولش کن بعدا میایی مینویسی.

خلاصه که زیاد وارد بحث متفرقه نشم و بگم که

میدونستین آدمایی درونگرا خیلی وچکی ان؟ آدمایی اطرافشون از درونگراها تا برونگراها فکر میکنن اینا دوست ندارن با کسی رفت و امد کنن یا افسرده ای مریضی چیزی ان

و نمیتونن اصلا درک کنن آدمایی درونگرا با تنهایی خودشوم چه قدر حال میکنن ،چه قدر وقتی یه جای دنج و خلوت میشینن و فقط یه نوشیدنی میخورن چند برابر بیشتر از یه مهمونی اونارو خوشحال میکننه و تو قلبشون شکوفه باز میشه

اما آدما برونگرا اصلا نمیتوننن اینو درک کنن تازه از رفتاراشون سر در نمیارن و حتی ممکنه ناراحت بشن

تازه آدما برون گرا دوست داشتنی تر به نظر میان و تو جنگ های نرم نیرو بیشتری میتونن به خودشون جذب. کنن

خلاصه که فقط وقتی عمیقا یه درونگرا دوست داشته باشی میتونی به خلوتش راه پیدا کنی یا درکش کنی

اصلا فهمیدیم منظورمو؟

۲نکته

و سلام قشنگا😁

یه‌ویروس جدید اومده که مثل کنه چسبیده بهم☹️نمیدونم‌ از چی من خوشش اومده. ول نمیکنه بره😤

چندتا نکته عرض کنم برم

یک. به نظرم از همه آدما باید مدتی فاصله بگیرین،یه جورایی نزدیکی زیاد به هرکسی خوب نیست

دوصبور باشیم ،خیلی سخته ،اما انگار صبور بودن شخصیتتو‌بهتر میسازه

فعلا

ورزش

سلام وبلاگی ها😁

میبینم که برعکس من که اصلا حال و حوصله متن های طولانی دوست ندارم

هرچیزی با بگم اغلب چیزا مختصر دوست دارم اما میبینم شماها متن های طولانی مو میخونین

اوفف به شما😁

واقعا پیاده روی صبح. خیلی خوبه،حالا نگم کلا دغدغه هات از ذهنت میره ها از. تو رخت خواب بودن ده هیچ جلوتره،باید دولت اینو یه قانون میکرد فکر کنم اینطوری یکم از حال بدمون میرفت

موافق نیستین؟

خلاصه که تو این روزا بلاتکلیفی، من همچنان دوست داشتی موندم ،و خوشگل تر😛

روزتون به قشنگی گل های بهاری

رود

سلام وبلاگی ها

با مشغله های زندگیتون چه میکنین؟حالتون الان که دارین میخونین چه طوریه؟

من که به لطف روانشناسی محترم با وجود یه عالمه دغدغه از خودم و شخصیتم که دارم میسازم راضیم

یه طوری که انگار با وجود اینکه حس میکنم باید خیلی قبل تر اینا یاد میگرفتم یعنی اگه قبلنا یاد داشتم خیلی خوب میشد اما خوب بازم ماهی هر وقت از اب بگیری تازه است دیگه نه؟

به هر حال میگفتم از اینکه دارم بزرگ میشم و رشد میکنم راضیم ،باید اینطوری میشد

هر چنددد یه وقتایی خدا فکر کنم😐سر بازیش گرفتع مثلا وقتی تو مهمونی سعی میکنم به شخصیت تو خودم بسازم و تمرین کنم مثلا اینکه به اینکه کی خوشگل تره و کی چه طوریه فکر نکنم و فقط لذت ببرم یه دفعه☹️منو درگیر یه چیز جدید میکنه

اونم

برخود تند دختر خاله ام و عروس خانوم☹️و من اون لحظه باید نفس عمیق بکشموو بگم آروم ملیکا،آروم مثل یه رود در جریان باش

و باید بگم

عروسب افتضاحی بود برام

الان میفهمم مراسم به گرونی نیست به لباس و ارایش نیست

به دل شاده

و تمام

دلتون شاد

یک‌نفر

هر چی بیشتر فراموش نکنی ،بیشتر خنجرهای که تو قلبت رفته رو دستکاری‌کنی ،بیشتر خون ازت میزنه بیرون

فکر کنم واسه اینکه همه آدمای اطرافمون نمیتوننن واقعا دوست داشته باشن

واقعا درکت کنن

همه‌دنبال عشقن،

به‌یه نفر قانع شدن. اینکه حداقل بین میلیون ها نفر آدم حداقل یه نفر برای اونا باشه،یه نفر باشه که درک کنه،عاشقشون باشه،ناراحتشون نکنه

فقط یه نفر بین میلیون ها نفر

چه عروسی بدی بود

به جای‌خندیدن و‌رقصیدن

دلم‌میخواست برم تو‌اتاقم‌زیر پتو و گریه کنم

چه‌قدر خودمو‌دور حس میکنم

چه قدر جدا حس میکنم

چه‌قدر‌لبخندم‌داره خشک میشه

انتخاب شادی

دیروز بعد نوشتن مطلبم و بستن وبلاگم یه دفعه گفتم،ملیکا!چرا باز رفتی رو نوشته های دپرس طور

چرا وقتی میشه خندید گریه؟چرا وقتی میشه زیبایی دید بدی دید؟

جمعه توی یه جشنی بودم که مجری حرف قشنگی زد

«چه قدر بهمون شاد بودن میاد»این جمله خیلی دوست داشتم و با اینکه اکثرا متن هااز ذهنم میپره چون ذهن ماهی قرمزی دارم اما این یادم مونده از جمعه

شاید چون در عین سادگی پر از حرفه پر از نتیجه

امروزتون به کامتون شیرین فارسی زبانانم💚❤️قندای عسل😍😘

جایی که برای توست

هرکسی باید اونجایی باشه که توش‌خوبه،یا دوست داره اونجا باشه،یا براش ارزش داره

اگه‌اینطوری نباشه تلف میشه

پژمرده‌میشه

دلمرده میشه

حس شیرین زندگی توش میمیره