سلام از روز پنجشنبه که روز امواته
سرمزار رفتین؟
من که حتی دیدن اقوام زنده ام چند هفته اس نرفتم چه برسه به اموات فوت شده ام
و دلیلشم اینه که من ماهی یه دفعه زیاد زیاد برای اقوامم دلم تنگ میشه نه بیشتر یعنی اگه ماهی یه دفعه ببینمشون از دلتنگی بغلشون میکنم
ولی اگه بخواد هر روز پیش هم باشیم دلم میخواد. فرار کنم
«وخداکنه اقوامم جز خواننده های که دارن میخونن نباشن چون باز از اون برچسب ها و حرفایی میزنن که دلم میخواد پاشون به خاطر این کار لگد کنم»
چندتا دلیلم برای این خصلتم دارم
یکیش اینه که باتری اجتماعی بودنم تموممیشه
دومی اینه که اونا هیچ کدوم دوست مورد علاقه ام نیستن
وسومی اینه که من به میانگرام که برای آدما دیگه پنجاه پنجاه مورد قبوله
راستی جمعه کنکور استخدامیه☹️ مغزم که نمیدونم به خاطر پریودی حجم فشاره و چی چی ولی خسته است
دلم میخواد یه دونه از این ماشین های لاک پشتی داشته باشم یه مدت برم دور بزنم وبه هیچ کدوم از این مشکلاتم فکر نکنم
اصلا گذر زمان برام مهم نباشه
فقط از هر روزم لذت ببرم
و نگران مشکلاتم نباشم نگران اینکه باید به فکر آینده ام باشم نباشم و تنها هدفم لذت بردن از زندگی باشه
☹️عمگین صحبت کردم نه؟اثراته کنکوره
از بچگی همیشه شب ها قبل امتحاندپرس میشدم😐 بدنم قبل نتایج خودش داره از قبل سوگواری های لازم انجام میده
خوب صحبت امروزم با دعا خیر تموم میکنم
🙂انشاالله بهترینا قسمت همه💚❤️
پنجشنبه خوبی داشته باشین
بوس بوس
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 12:17 توسط دختری از دل طبیعت
|