ارزش

خوب چی کار کنم

هیچ کدوم از معیارهایی که میخوام نداره

اما تنها سربازی که حتی وقتی پاشو‌میزاره رو‌مین و میفرستنش بیمارستان

باز که بهتر میشه برمیگرده

تنها کسی که هر بار از پشت بوم انداختمش باز دوباره بالا اومده

سعی کردم دورش کنم اما میاد

تقصیر من نیست،من احمق‌و خنگ نیستم.فقط دوست‌دارم باهام مثل ملکه رفتار بشه،ملکه ای که قدرشو‌بدونن،حاضر باشن به خاطرش بجنگن

اون همین کارو میکنه

وقتی هر بار میاد انگار این حس بهم میده که من خیلی با ارزشم

انقدر با ارزش که نباید از دستش داد

بازم تقصیر منه؟

فرشته

و سلام دوباره از روز های اخر سال

حال احوالتون چه طوره؟

تو این روزایی آخر سال تصمیم گرفتین آدمایی که دلتون شکستن ببخشین یا نه؟

قرار مهربون تر باشین؟

به دنیا بیشتر بخندین؟

من خودم دارم روانشناسی میخونم و باید بگم واقعا دیگه داریم شورشو در میاریم یکی میگه برو چپ یکی میگه نه نه برو راست

من که دیگه موندم.

نظر منو بخواین؟!

بین بخشیدن و نبخشیدن باید بگم بخشیدم حتی به روشونم نمیارم اما نگه اش‌داشتم اون خاطره ها اون روزهاکه بدونم از آدما میتونم‌چه قدر. انتظار چی داشته باشم

اینطوری وقتی کار بدی در حقم میکنن دیگه میدونم اینا اینطورین

یه چیز طبیعی ام هست مگه نه

حتی من که منم فرشته نیستم و بقیه رو ناراحت کردم

یکی الان ممکنه از من دلخوری تو دلش داشته باشه مگه نه؟!

البته اینا تحت تاثیر جملاتم گفتما

من واقعا فرشته ام

اسم من خدا میخواست بزاره فرشته

اما‌دید ریا میشه گذاشت ملیکا

روز های اخر سالتون شیرین

چند موضوع

سلامم از اخرین هفته سال

چندتا چیز هست که دوست دارم امروز راجبش صحبت کنم

مثلا شماهم مثل من وقتی فیلم میخواین بیینینین هی فیلم میزنین جلو

یا وقتی دارین یه کتاب میخونین نگاه میکنین چند صفحه مونده تا تموم شه

خلاصه که حوصله تون پیرزن وارانه کمه؟!مثل من؟!

یا مثلا عاشق شدین؟ من یه زندایی دارم که وقتی میبینم با وجود همه جریان ها هنوزم برای کنار شوهرش نشستن ذوق داره و لذت میبره

دلم اکلیلی میشه اینجور وقتا به خصوص وقتیی هر سال یه سال به سنم اضافه میشه با خودم میگم ملیکا ممکنه یه روز توام اینطوری مردی رو دوست داشته باشی؟!

یا یه چیز دیگه که میخواستم بگم اینه که انگار یه چیزی شاید به غلط درونم میگه ملیکا مراقب خودت باش بزار اون مردی که در آینده میاد بدونه کیو تو دستش گرفته به خاطر همین حسه که یه وقتایی که حس میکنم یکی قصد بدی داره

شبیه ماده شیر میشم😤

راستی

بوس به خانوما

بزن قدش به اقایون

فعلا

من ملیکا

داشتم به به چیز فکر میکردم و گفتم برم وبلاگمو‌باز‌کنم که میخوام اینجا درباره اس بگم

برا همین از وسط روز سلام

من زندگی اتون چه قدر قویه؟

چه قدر دیگران روی شما تاثیر دارن؟

چه قدر با به تعریف ذوق میکنین یا با یه انتقاد بهم میریزین؟

نمیدونم اثرات بزرگ‌ شدن سنمه یا الان آماده پذیرش این جمله بودم ولی تازگی ها فهمیدم من ،من خیلیی خمیریه یعنی اینطوری که دیگران میتونن خیلی رو حال روزم یا اعتماد به نفسم یا تصویری که از خودم دارم تاثیر بزارن

واسه همین بود که‌وقتی میگفتم کنکور قبول نشدم همش میگفتم وای الان با خودش پیش خودش راجب من چی فکر میکنه

با اینکه اصلا به بقیه ربطی نداره

من خودم میدونم‌اون‌روزا کنکور چه طور بود نه اونها

خوب نتیجه میگیریم اینجانب ملیکا خانوم باید بره رو خود انگاره خودش کار کنه

بوس به لپتون فعلا😘

خواب

تا قبل اینکه لای کتاب باز کنما خوابم نمیومد

ورزشمو کرده بودم

حمامم‌رفتمم‌و‌روتین. پوستیمم زدم و

تو تمام این دقایق خوابم نمی اومد

اما تا الان نشستم یکم کتابایی مورد علاقه درسی باز کنم و با وجود تموم‌شدن کنکور بخونم تا بار علمی ام بالا ببرم اوپسس چشمام خسته است و دلم میخواد زود سحری بخورم و بخوابممم.

یه فرضیه ذهنی بهم میگه اینا همه کار شیطانه

نمیخواد من قله های پیشرفتمو‌طی کنم

موافق نیستین؟!

روزمرگی های اخر سال

و سلامی از من به دوستان وبلاگی

حال احوال چه طوره؟!خونه تکونی هاتون کردین؟

روزه گرفتین؟

من؟

حالم خوبه ،دیروز اولین روز روزه گرفتنم بود و به خاطر اثرات نخوردن قهوه واب و چایی سرم به حدی درد میگرد که انگار یه نارنجک داخلشه و هر لحظه ممکنه منفجر بشه بوممم

خونه‌تکونی هامونم‌تموم‌شد،بماند که یه سوسک کشتم چند تا عنکبوت غول پیکر دیدم😂و اصلا انگار ن انگار این خونه داخلش زندگی میکنن و هر چند وقت یه باز تمیز میشه.

راستی چهار شنبه سوری گذشته تون مبارک باشه

بیرون رفتین؟من که تو خونه موندم

دوست‌داشتم برم این برنامه هایی که قراره پر باشه از خوراکی و صدای موسیقی و اتیش بازی برم اما هر چی فکر کردم دیدم دوست ندارم با کسی از روی سختی ها بپرم یا بدی بسوزونم

و یکم خجالت میکشم اینو بگم اما دوست دارم اعتراف کنم

دلم میخواد در آینده یه دوستی پیدا کنم که بتونم دستشو بگیرم و این شب باهاش بگذرونم

خوب

اوقاتتون به کامتون باشه

فعلا❤️😍

پنجشنبه

سلام از روز پنجشنبه که روز امواته

سرمزار رفتین؟

من که حتی دیدن اقوام زنده ام چند هفته اس نرفتم چه برسه به اموات فوت شده ام

و دلیلشم اینه که من ماهی یه دفعه زیاد زیاد برای اقوامم دلم تنگ میشه نه بیشتر یعنی اگه ماهی یه دفعه ببینمشون از دلتنگی بغلشون میکنم

ولی اگه بخواد هر روز پیش هم باشیم دلم میخ‌واد. فرار کنم

«و‌خدا‌کنه اقوامم جز خواننده های که دارن میخونن نباشن چون باز از اون برچسب ها و حرفایی میزنن که دلم میخواد پاشون به خاطر این کار لگد کنم»

چندتا دلیلم برای این خصلتم دارم

یکیش اینه که باتری اجتماعی بودنم تموم‌میشه

دومی اینه که اونا هیچ کدوم دوست مورد علاقه ام نیستن

و‌سومی اینه که من به میانگرام که برای آدما دیگه پنجاه پنجاه مورد قبوله

راستی جمعه کنکور استخدامیه☹️ مغزم که نمیدونم به خاطر پریودی حجم فشاره و چی چی ولی خسته است

دلم میخواد یه دونه از این ماشین های لاک پشتی داشته باشم یه مدت برم دور بزنم وبه هیچ کدوم از این مشکلاتم فکر نکنم

اصلا گذر زمان برام مهم نباشه

فقط از هر روزم لذت ببرم

و نگران مشکلاتم نباشم نگران اینکه باید به فکر آینده ام باشم نباشم و تنها هدفم لذت بردن از زندگی باشه

☹️عمگین صحبت کردم نه؟اثراته کنکوره

از بچگی همیشه شب ها قبل امتحان‌دپرس میشدم😐 بدنم قبل نتایج خودش داره از قبل سوگواری های لازم انجام میده

خوب صحبت امروزم با دعا خیر تموم میکنم

🙂انشاالله بهترینا قسمت همه💚❤️

پنجشنبه خوبی داشته باشین

بوس بوس

علی یاسینی

دیشب رفته بودم کنسرت علی یاسینی

این اولین کنسرتی بود که رفتم و برای اولین بارم باید بگم عالی بود

طرفدار خواننده خاصی نیستما هر اهنگی که قشنگ باشه رو گوش میدم

تو کنسرت دیشبم دختر خاله ام گفت علی یاسینی۲۴سالشه🙄

و باید بگم انتظارشو نداشتم و بر اساس فرضیه سازی خانوم ملیکا باید بگم دلیل اینکه سنش بیشتر میخوره هم ریشش هاشه و اگه بخواد یه روزی ریشش هاشو بزنه که سنش کمتر بخوره

بایذ بگم به شخصه دیگه کنسرتش نمیرم چون همونطور که به دوست پسر سابقم گفتم که هیچ وقتم درست درمون‌ریش نزاشت باید بگم

یکی از نکات جذابیت مرد به ریشه «البته ریش کم منظورمه ها نه اینایی که شکل داعشی ها میشن😐»

و اینکه

☹️میخواستم یه چی‌دیگه بگم تازه کاملم نوشته بودم اما دلم نیومد بگم

پس فقط میگم

خیلی خوش‌گذشت برین کنسرتش محشر بود

صدا‌و‌تیپ فضا و نور عالی بود

امید وارم به شماهاهم خوش بگذره اگه رفتین❤️

شم مشکوک

جذب چه طور آدمایی میشین؟

ساده،بدجنس،مهربون،خبیث،،،،

نمیدونم گفتم یا نه اولین اولین کاری که رفته بودم منو با آدمایی اشنا کرد که بگی نگی توشون شیشه خورده داشت،دورو‌داشت

واوضاعم به حدی رسیده بود که آدمایی که مهربون بودنم بهشون مشکوک بودم میگفتم یه کاسه ای زیر نیم کاسه شونه

راستش الان که دارم مینویسم میفهمم با اینکه یادم نمیاد خیانتی دیده باشم اما کلا یه شممی دارم که به آدما اول مشکوکه یعنی اینطوریم که انگار مغزم میگه آدما مشکوکن مگر اینکه خلافش ثابت بشه.

تازگی ها هم یه جایی میرم که یه خانومی هست به غیر کمک چیزی ازش ندیدما اما به چیز منفی درونم میگه ملیکا بهش اعتماد نکن

نمیدونم چه طوریه

شاید یه چیزی که از نیاکانم به ارث بردم برای اینکه احتمال بقامو‌بالا ببرم🙄«شایدم تجربه باشه و الکی وصلش کردم به گذشته»

ولی همونطور که فهمیدین

اصلا نظریه خوبی نیست

میدونین حس میکنم این نظریه میتونه از درون بخورتت

پس پیشنهاد میکنم اصلا سراغش شماها نرین

متاسفانه ما آدما پخته و فهمیده به دنیا نمیایم

برای همین تا یاد بگیریم چه کاری واقعا درسته طول میکشه

این روزا وقتی سوال شخصی میپرسن و با خودم میگم اخه به بقیه چه ربطی داره میفهمم چه قدرحرف زدن و اینکه چی بگی مهمه،

چیزی که منم یادمه رعایت نمیکردم

و چه قدر فهمیدم اینایی که فضولن چه قدر غیر جذابن.

و‌دیگه‌نگم اونایی که حرفا شون‌اوفف اوفف

«راستی سیصد دفعه گفتم خصوصی برام پیام نزارینننننننن»

چک لیست

خیلی چیزا رو دوست دارم تجربه کنم

مثلا رفتن به کویر و‌دیدن شب پر ستاره

یا رفتن تو آسمون ها

یا حتی کنسرت رفتن

حتی اینو بهتون بگم که

یه لیست از این کارها که دوست دارم تو مدت زندگیم انجام بدم نوشتم

و تا حالا یه سه صفحه ای شده🙄🥹

شماهم از این لیست ها دارین؟! الان شایدبگین

اینم دلش خوشه ها چه حرفایی میزنه یه عالمه مشکل داریم که باید حلش کنیم باید از مشکلاتمون یه چک لیست تهیه کنیم

خوب

اگه فایده داره این کارو هم بکنین

درسته این چک لیست گاهی وقتا رو مخمه

گاهی وقتاهم انقدر دغدغه دارم که یادم میره

اما وجودش خوبه

یه‌طوری که انگار بهم میگه ملیکا تو این دنیا هنوز خیلی چیزا هست که دوست داری تجربه کنی و هنوز تجربه اش نکردی

و نوشتنش رو کاغذ مثل یه قرار داد میمونه که پاشو امضا کردم و انگار به خودم گفتم اینو چون نوشتم باید انجامش بدم

و فکر میکنم این خوبه،

تاحالا که خوب بوده

🙄

نتیجه گیری

تازه انتخابات رد کردیم و این جمعه امتحان استخدامی دارم

و وسط اندازه گیری اینکه کدوم کفه سنگین تره و چی درسته و چی غلط

به چندتا نتیجه رسیدم

۱- نمیشه اونایی که رفتن و اونایی که اومدن قضاوت کرد به غیر اون دزدا

خوب به غیر خدا کی خبر داره همه این نماینده ها شب که میخوابن قبل خوابشون به همسایه شون فکر کردن یا به خودشون ؟ما که نمیدونیم تو‌دل ذهنشون واقعا چه خبر بوده

۲-مدیریت و مسیولیت کار خیلی سختیه همه شنیدیم میگین تا کفش یکی پا نکنی نمیفهمی چرا لنگ لنگون راه میره،،درسته شاید پولی که در میارن بیشتر از ما باشه بعضی هاشونم خوشحال باشن اما برای اون اصیل مصیل ها شاید یه وقتایی دعا میکردن یه ادم معمولی باشن؟!نمیشه؟!

۳-به همین ۲۴ساعتتون فکر کنین و براش تلاش کنین این ربطی به حال کشوری و نتیجه گیریم نداشت کلا برای زندگی تون گفتم

اگه نگران اینده تون و. مضطربین مثل من

به همین ۲۴ساعت برنامه امروزتون فکر کنین اینطوری حالتون بهتر میشه

پس زود تند سریع برنامه کاری امروزتو قبل اینکه به فردا بندازی شروع کن

موفق باشین همگی

بوس بوس😘🥰

خونه تکونی

خونه تکونی ها شروع شده

و من هنوز استارت نزده سرما خوردم ومامانم در این موقعیت گفتن؛ حتی اگه بمیریم باید این خونه تکونی انجام بشه 🤒🤐💀«البته به شوخی گفتاا نه که فکر‌کنین دخترشو از تو جوب اورده،کلا برای خودشم همین طوره یعنی یه طوری که میگه کار مهم تره انقدر که اگه یه کامیون سبزی بهش بدین میشینه تا وقتی تموم بشه یه سره پاک میکنه چون معتقده کار نباید به بعد موکول کرد اما من با تشکر از علم انگیزشی امروز مجازی معتقد شدم که خودم مهم ترم🥰

البته باید بگم اگه فکر کردین گرفتم تخت خوابیدم سخت در اشتباهین

مثل یه طفل معصوم کار میکردم.

یهو یاد بچهای موسسه افتادم

چه‌قدر دلم براشون تنگ شده

هیی

خونع تکونی خوش بگذره بهتون

فعلا

میانگرا

درون گرایین یا برون گرا؟

اگه از من بپرسین که با توجه به تجربه ام از آدما میتونم بگم این سوال اگه خودم نمیگفتم ازم نمیپرسیدین باید بگم که

هیچ کدوم

من میان گرام یعنی وقتی تو جمعم گرم گرم

و‌وقتی تو خلوت خودمم خوشحال و سرگرم آرامش

متاسفانه ام اونایی که توقع دارم هر دو جنبه شخصیتم بپذیرن متاسفانه متاسفانه همونطور که فکر میکنم درک کنین گلایه و شکایت دارن🙄

اممم کنکورمم دادم اگه بخوام بهتون بگم چه طوری بود چالشی تمام

طراحه از اونا بود که میپرسه زندگی کردن یعنی چی

و متاسفانه این سوالا باب اون زبل مبلاست که مو رو از ماست میکشن بیرون

نه‌ملیکایی طفلکی که اوف🥺😭

البته اینو گفتم فکر نکنین بد دادما خدا چه دیدی شاید منم جز زبل ها شناسایی شدم نه؟

یه عالمه حرف راجب کنکورم دارم بزنم که میزارمش برای یه روز دیگه

فعلا💚

جابه جایی

اون فیلم رو دیدین که چندتا کشور از روش ساختن

داستانش اینطوری که روح دونفر عوض میشه و جای اونی که داخل بدنشن رو زندگی میکنن

دلم میخواد روحم با یه خانوم خارجی عوض بشه

مثلا آمریکایی

برم یه فرهنگ دیگه تجربه کنم

۴/۱۱

خوب یه پست دیدنم گفته بود راجب حال هوای این روزا کنکوریتون بگین ،و بدون اینکه کامنت بزارم حرفای دلمو و حال هوامو بقیه میگفتن

اینکه بعدش چی میشه و فقط خدا میدونه و زمان مشخص میکنه

قبل اینکه بزنم زیر گریه بهتره برم یکم تست بخونم

برام دعا کنین باشه؟

یک عدد حسود

سلامم به همهه

یک صبح دیگه و یه نوشته جدید دیگه از من🤓.

شماهم شده تو زندگیتون برای اینکه حسودیتون خاموش کنین و دلش گرم کنین

وقتی چیزی میبینین که حسودیتون بشه بگین خوب این مطمنا یه مشکل و بد بختی داره نمیشه که همه چی خوش و خرم باشه حتما شوهرش میزنتش🙄🙄

فهمیدین ؟نه؟!بزارین یه طور واضح بگم

اینستا در کنار چیزای مختلفی که ازش یاد میگیرم مثل حرفای انگیزشی و درسی و آشپزی و و و یه بدی داره اونم موفقیت های دیگرانه🙁اینکه میبینی یه سری ها انگار ازت جلو زدن ووو الان نیاین بگین با کسی نباید مقایسه کنیاا که میزنمتون چون خودمم میدونم تازه یه دفتر دارم که هر روز این جملات کلیدی و توش مرور میکنم که خودتو با دیروز خودت مقایسه کن و تو اندازه خودت خوب و شایسته ای واما خوب یه وقتایی از دستم در میره دیگه

هییی الانم حسودیم شده نمیگم از چی چون نمیخوام بدونین چی شده اما خوب این رشد و بزرگ شدن واقعا سخته ها

البته فکر نکنین الان من یه دختر حسود نتوان بینما اینطوریام نیست اینجانب با وجود حسرت درونی سعی میکنم بهش غلبه کنم و دعا خیر کنم بله🙄😒

هیییی اصلا هر چی میخواین فکر کنین

من حسودیم شده😭😭 دلم میخواد برا آرزو های براورده نشده ام و حسرتام گریه کنم

یکی فقط بغلم کنه

بغلم میخوام😭😭

شیرینی

سلام به همه اونایی که بلدن فارسی بخونن🤓

فکر کنم باید صبح ها بیام اینجا وبنویسیم چون هر چه قدر که از صبح اونور تر میره حس و حال نوشتن که ندارم هیچ تازه انرژی ام تو کل روز گرفته شده و انگار اون شییرینی انرژی زایی که خواب بهم داده تموم شده و موتورم یواش یواش‌داره خاموش میشه

گفتم شیرینی

باورتون میشه یکی از حال خوب کن ترین اتفاقات این چندروز برای دختر شکمویی مثل من چیه؟

برا خودم شیرینی تر خریدم و هر روز با یه لیوان نوشیدنی نوش جان میکنم

نمیدونین چه قلب و شکمم میخنده وقتی نگاشون میکنم و آماده میشم که بخورمشون🥹یعنی اگه بدنم به خصوص معده ام میتونست حرف بزنه میگفت

اخخ‌جونن شیرینیی بدو بدو بیا بغل عمو 😂😁

خوب شما چی اینا گفتم درکم کردین یا میگین بابا این کیه دیگه🥹

خوب من برم که کلی کار دارم

امروزتون به شیرینی ،شیرینی هایی که خریدم😘❤️