به خودت حق کامل نده

نمیشه کامل حق به اونایی که قدرت و پول دستشون نداد

چرا ؟ چون نمیدونیم اگر ما جایی اونا بودیم، میتونستیم آدم بهتری باشیم یا نه؟

برای همین نمیتونم به خودم تو خیلی جاها حق کامل بدم که زیاد بازش نمیکنم

اما این باعث نمیشه که از یه سریها خوشم بیاد

درسته بر اساس این قانون که تا بهم بدی نکنن باهاشون بد نیستم زندگی نمیکنم اما یه کسایی مثل کاردرمانگر جدیدمون با اینکه بهم بدی نکرده

اما حس خوبی بهش ندارم دوست دارم از روبرو شدن باهاش فرار کنم

نمیدونم به خاطر سمتشه؟ به خاطر شخصیتشه؟ یا تو دنیایی قبلی باهم مشکل داشتیم؟!

از سری حرص خوردن های زندگی

حس زشت شدن وقتی دقیقه نود میخوای بری بیرون

مشکل داشتن یه قسمت از تیپت وقتی دیرت شده

خراب شدن یه پروژه ات از هر نوعی اونم وقتی میخوای به نمایش بزاریش

خراب شدن و مشکل پیدا کردن دومین چیز بعد اولی

از سری حرص هایی که دلت میخواد موهاخودتو بکشی یا یکی بزنی

اشتباهات ناخواسته

یکی از قسمت های مبهم زندگی اونجایی که آدم هارو ناخواسته ناراحت میکنی

یعنی خودت حواست نبوده، به ذهنت خطور نکرده،اصلا برنامه ای واسه ناراحت کردن نداشتی اما میشه

مثل غذایی که درست میکنی وقتی میخوری میفهمی به جای نمک شکر ریختی و واوووو

به‌وقت نصیحت ملیکایی

😑از حق خودتون دفاع کنین

یاد بگیرین حتی اگر داره شصد سالتون میشه از حق خودتون دفاع کنین اینو به نسل بعدم یاد بدین

همیشه‌جدال‌ و اختلاف هست حتی با عزیز ترینا پس یه چیز طبیعیه و رهاش کنید

برای بهتر شدن خودتون. تلاش کنین

هرروز به برخورد رفتاراخودتون‌نگاه کنین و خودتون قبل بقیه بگن به فکر اصلاح خودتون باشین

فغانی ام شاید ظلم در حقش شده باشه اما شخصیت بزرگی مثل رونالدو نداره پس تحسینش نکنین

و‌تمام

سختی ایرانی

کار سختی در پیشه،نمیشه مارو مقصر دونست،تو تحریم ورسانه های دشمن، کوله باری از سختی باشیم،درسته پوسل کلفت تر از خیلی از جوان های خارجی ام اما بازم نمیشه مقصرمون دونست،ما بلد نبودیم

ماهم میخواستیم زندگی کنیم،ما هم دلمون برای خوشحالی خارجی غش میره

درسته اون خوشحالی ها ماندگار نیست،مثل بادکنکی که میترکه

اماادمیم دیگه ،دلمون کمی آسایش و بی دغدغه ای میخواد

لااقل. اگر قراره راه درست یاد بگیریم هر کدوم یه فرشته بالا سرمون میبود که انقدر دست خالی جلو نریم

اما بازم

درسته، قدرت دست ماست،اگر قراره چیزی عوض بشه و بهتر بشه از بیرون نه از درون باید یه کاری کرد

اون داره منو از دست میده

اون منو بلد نیست

حتی فکر نمیکنه که یادش بگیره

میدونم منم اشتباهاتی دارم

میدونم منم سختم اما فکر میکردم اون حاضره دیوار خراب کنه تا بهم نزدیک شه، انقدر عاشقمه که کارایی که من دوست دارم انجام بده

اما نیست

درسته رابطه نیاز به تلاش و زحمت و تعمیر داره

اما حس میکنم ناامید شدم ازش،حس میکنم تعمیر راهکار درستی برای رابطه ام نیست

فکر میکنم الان بیشتر جلو برم بیشتر فرو میریزم حتی ممکنه پشیمون بشم

اون منو بلد نیست،حتی تلاش نمیکنه یاد بگیره

حتی تلاش نمیکنه،

حتی تلاش نمیکنه

حتی تلاش نمیکنه

چه قدر دیگه. بهش توضیح بدم؟ اصلا توضیح درسته؟ یا خودش باید بفهمه؟

یک داوطلب کیسه بوکس

بدجور شاکیم،دلم میخواد یکی. بزنم زیر مشت‌و لگد و له کنم تا شاید آروم شم

نمیدونم اثرات چندروز ورزش نکردنه، اثر بیرون نرفتن و پیچوندن، مشکل پیدا کردن با دوست پسرته، گرونی و ترسیدن از پول خرج کردنه،خوندن اخبار و رو اعصاب رفتن این ترامپ مونگوله

فهمیدین چی کارا کردم دیگه؟

خلاصه که کسی داوطلب من له اش کنم بیاد جلو

فرصت خوب

با اونایی که نظرشون با نظر من متفاوت طرف شاهن کاری ندارم ،دیگه همینه همه جای دنیا حتی توی یه خانواده نظر مخالف زیاده

اما این حجم از رسانه دشمن که داره سم پاشی میکنه ،خطرناکه،بهرحال همه که باهوش نیستن،وقتی توی یه جمعی از یه نفر بد بگن تو ناخودآگاه یه تصویر بدی از طرف تو ذهنت داری این چیز خوبی نیست،

میدونین فکر میکنم این ترامپ قدرت چشمشو کور کرده،چون اسم ابر قدرت میکشه فکر میکنه من الان رئیسم و باید دستور من اجرا بشه و مطمن معتقد برنامه اش از همه بهتره،این آدمهایی که خودشیفتگی کاذب دارن وقتی به جایی میرسن خیلی خطرناک میشن

درسته جنگ چیز خوبی نیست اما، وضعیت الان،این تحریم ها و مذاکره های دوباره اصلا باب دلم نیست

چرا میخوایم صلح کنیم؟طرف ما که حق بود!اگر میجنگیدیم به شوالیه بودیم نه یه دشمن،چرا پس رفتیم تو مذاکره؟به خاطر زنده بودن نسوختن؟اما خوب زندگی کردن اینطوری که مدام اونا به ما زور بگن،تحریم کنن، مردم ما دلار بالا طلا بالا ببین که خوب نیست،چرا الان که میشد اگر قدرتشو داشتیم یه بار برای همیشه جامون تو دنیا محکم نکردیم؟

هرچند یه جنگ ترسناکه اما اینکه اینطوری مدام چون قدرت دارن مردم مارو خرخره شون فشار میدن که بدرد نمیخوره،

کی و چه کسی قراره این ابر قدرت ها بشونه سرجاشون،تا کی قراره

اونا پیش برن؟الان فرصت خوبی بود

نبود؟

جلوگیری از حسرت خوردن

دیدین دوتا عاشق وقتی از بیرون میخوان جداشون کنن،اونا بهم بیشتر نزدیک میشن،عشقشون موندگارتره

اونایی که به زحمت پول در میارن،قدر پولشون بیشتر میدونن

اونایی که صدای بمب و جنگ دیدن بیشتر قدر وطن میدونن

اونایی که وابسته و ترسو ان،یه روزی حسرت و آرزوشون میشه مثل آدمهای شجاع بودن

اونایی که زیر سایه آدم شجاعن ،اگر قدر ندونن یه روز از دست میدن بعد میشن مثل اونایی که حسرت و نیاز شجاعت دارن

امید وارم اگر جایی بدی واستادیم قبل اینکه خیلی دیر بشه،راه درستی که ارزش مرگ داره قراره بگیریم

تفاوت ها و نقص ها

دنیا آدم های متفاوتی داره، تو سراسر دنیا همینه ،اختلاف هست، تفاوت فکر و عقیده هست، برخورد و رفتار ها مختلف، باید بپذیری از کنارش رد بشی یا نه، خوبیش اینه بپذیری و خودتو درگیر نکنی اما یه کسایی دلم میخواد بهشون اخم کنم بگم تو چی میگی حاجی! این چه طرز فکریه، حالم بد شد.

و یه چیز دیگه چه قدر بده که آدما همو قبول ندارن، مدام از هم ایزاد میگیرن، و نقص تو همدیگه انقدر ناشناخته است ، ریشه این قبول نکردن نقص و بیزاری ازش از کجا میاد تا من ببرمش!؟

شعار

فعلا فکرم تو جنگ برا همین فعلا از حال هوا جنگی که داشتیم میخوام بنویسم

یه حسی به من میگه دلیل اینکه بمب. اتمی نمیسازیم اینکه نشون بدیم : ما به دنبال جنگ و دشمنی و کشتار نیستیم اما میدونین اگر صدام به دانشمندان وزیرا میرسه میشه یه‌دونه بمب بسازین! بعدش برم جلو ترامپ و و اون نی نی کوچولو زبونم در بیارم بگم هوممم بسوزز اینم ساختیم حالا از حسودی و ترس سکته کن

یه چیز دیگه ام بگم؟ یکم بگی نگی با این شعار مرگ بر امریکا ارتباط نمیگیرم حالت اسرائیل چون دزده و ادمکش حقشه اما مردم امریکا که بد نیستن چرا اینو از تو شعارامون بر نمیداریم؟ مگه گفتیم مرگ بر قطر یا اردن یا المان؟ همون بگیم مرگ بر دشمنان اصلا اینم نگیم میدونین بابام همیشه مغازه داری که مغازمون بدون اجاره نشسته بود نفرین میکرد میگفت خدا مرگش بده راضی نیستم ، بابام الان زودتر رفته اون هنوز زنده است هرچند که خدا ادما خوب زودتر میبره اما بازم میگم این جملات منفی همچین چیز موفقیت امیزی نیست البته تو این ۱۲ روز حقشون بودا ولی بعدش اگر ترامپ ادم شد نشست سر جاش نگیم دیگه. اینطوری میگه بیا من میخوام باهاشون دوست باشم اینا نمیخوان ، هرچند میدونم این سیاست مدارا. به خصوص امریکا از درون ذاتشون مشکل داره ولی بازم به نظرم اینکه اصلا کاری به کاریشون نگیریم اصلا بهشون توجه نکنیم هم سیس گنگ خودمون بالا میره هم اینکه دشمن تراشی نمیشه

اما بازم قبول دارمااا این امریکایی ها تسلیم میخوان ولی به نظرم شعار ندیم اما بهشون اعتمادم نکنیم

اینطوری ما سوی خودمون بریم اوناهم سوی خودشون

موافق نیستین؟

عصبانیم

جنگ ایران و اسرائیل دوازده. روزه حسابی عصابمو بهم ریخت

بیشتر از نگرانی و اضطراب عصبانی بودم و فهمیدم باید خیلی رو کنترل عصبانییتم کار کنم و برام تعجبه اقا عراقچی چه طوری این حجم از عوضی بودن از نزدیک میبینه و میتونه خودشو کنترل کنه؟ چه طوری میشه این عوضی های فرانسوی و المانی و انگیلسی و امریکایی و اسرائییلی از نزدیک ببینی و تف تو صورتشون نکنی

کاش میتونستم ازش بپرسم چه طوری انقدر خوب میتونی عصبانیتتو کنترل کنی!

و یه طرف دیگه وطن فروشا و طرفدار های شاه! چه طوری بعضیا بعد این ۱۲روز هنوز روشون میشه بگن جمهوری اسلامی مقصره!من قبلا دلم برای ادمایی که جمهوری اسلامی دوست نداشتن میسوخت ، میگفتم گناه دارن اما الان میفهمم اونا یه مشت احمق، بی عزتن، که شجاعت و ارزش نون که با عزت بخوری با بوقلمونی که دشمن بهت بده نمیفهمن و از اینکه باهاشون برخورد میکنم حالم بد میشه دوست دارم کشور جدا بشه ما از اینا جدا بشیم، چون نمیخوام با کسایی توی یه اب هوا باشم که اهمیت نون خشک که با عزت بخوری نمیفهمن، اهمیت شجاعت در برابر شیطان نمیفهمن

دلم نمیخواد با اینا برخورد کنم، اعصابمو خورد میکنن این طرز فکرشون برام غیر قابل تحمله

وخیلی چیزای دیگه هست که دوست دارم بگم مثل بستن شبکه های خارجی فساد کننده روانی مثل اینترنشنال که الهی پولی که در میارن همون تو گلوشون گیر کنه

و اینکه به شماها چه ما میخوایم انرژی هسته ای تولید کنیم اصلا نمیفهمم چرا سران یه بمب نمیسازن اصلا دوست داریم بمب ام میسازیم به شماها چه