امید ضعیفی به بهتر شدن

حال هیچ کس خوب نیست

کاش نیرنگ های دشمن خدا رو کنه، کاش همه باهم دوست بودیم، کاش میتونستیم چند سال جلوتر ببینیم و برای الان بهتر انتخاب کنیم که چی درسته چی غلط

کاش هیجاناتمون بهتر کنترل میکردیم و آگاه تر بودیم بهش

کاش این تفاوت بین خودمون و عقایدمون انقدر پذیرشش برای همه مون سخت نبود

کاش یه خونه تکونی اساسی بشه و این گره های کور باز بشن و خاک از بین برن و همه همدیگه از شادی بغل کنیم

میشه؟

اوضاع خوب نیست رهبر جان

از هر ده نفر نه نفر از اوضاع مینالن اون یه نفرم چون شمارو دوست داره نمیناله

برنامه ای دارین یا همین فرمون میخواد بره جلو؟

از دعوا های دوستی به دعواهای سیاسی

هه قبلنا بحثم با دوستام سر مرام معرفت بود الان به مردم با کشور رسیدم اعصابم خورده،طبیعیه اختلاف داشته باشیم، تفاوت عقیده باشه اما پذیرشش که سخته، باشه قبول اوضاع الان خیلی. شفاف مسئولین ریدن، خراب کردن، اصلا مدیریت درست بلد نبودن اما به امریکا چه، پهلوی این وسط چیه، رهبر چه گناهی کرده اصلا نمیفهمم

چرا حس میکنم اون چیزی که میببینم واضح مشخص اما به همه دارم نشون میدم اما انگار توهم زدم انگار آدمی که من روبروم میبینم بقیه نمیبیین ، انگار بهم میگن کوش‌کجاست چرا ما نمیبینیم

دلم میخواد

دلم میخواد ببریم

دلم میخواد تورم از بین بره، همه کشور شاد باشن، کار که میکنن. به ثمر برسه، دلم میخواد ایلان و ترامپ سوسک بشن و جرات نکن اسم مارو بیارن، دلم میخواد این ازمون ها این مصاحبه ها انقدر سم نباشن، دلم میخواد تلاش های خوب به ثمر برسن ، دلم میخواد همه جا تو سر تا سر دنیا فقط به فکر خودشون نه به فکر همه باشن

اگر حال همدیگه مثل. حالی که یه مادر نگران فرزند داشت انقدر همه چی سخت نمیشد

دلم میخواد این سم پاشی ها و این دروغ و نیرنگ ها لو بره

دلم میخواد مریض نباشیم و به خاطر سلامتی بریم دکتر

دلم میخواد دنیا مثل گل باشه پر از احساس خوب و بتونیم تو رزین بزاریم تا هیچ وقت خشک نشه

حقیقت چیه

میگن آدم های معترضن میزنن؟ راسته؟قلبم که میگه اونایی که راه درست میرن این کارو نمیکنن و دلم میخواد باور کنم اینا سم پاشی دشمن اما یه سری ها که دیدن میگن واقعا آدم هارو میزنن

شاید ندونین برا همین میگم دارین گند میزنین به مسیر درست

با این کار باعث میشین بیشتر از پیش متنفر بشن و سرکوب کردن فقط تا مدتی اثر داره

و هنوزم دلم میگه جمهوری اسلامی بد نییست یه سری ها دارن خرابش میکنن و امیدوارم این حقیقت باشه

و امیدی از جنس خدا

تفکر انتقادی و و پذیرش تفاوت ها باید بگم با توجه به فطرت ما که عاشق همدلی و درک و همراهی کار سختیه.

از قدیم بوده، این سختی ها، این عدم تفاهم ها، این نابرابری ها، خودخواهی و تعصب ها و در نهایت گروهای مختلف

اوضاع سختی در پیش داریم ، باید میون این همه خبر به دنبال راست ترین باشیم، باید برای انتخاب بهترین راه مدام فکر کنیم و تحلیل کنیم ، باید صبور باشیم و صبور باشیم صبور باشیم، باید تعصبمون و خشممون و احساساتمون رو کنترل کنیم تو دست بگیرییم نزاریم رها بشه، باید قبول کنیم که وضعیت طنابی که ایجاد شده تو دستمون مور مور ایجاد میکنه قرمز میشه و اسمی داره که میگن اضطراب

و در نهایت میتونم یه شیرینی کوچیک بدم دسستون به اسم امید به خدا که شاید دست آدم خوبه رو بیاره بالا وماسک آدم بدهارو برداره یا شایدم هیچکی واقعا بد نباشه فقط راه درست برا همه چراغ بزارع که. تو تاریکی نباشیم

این موقع نمیام اینجا

اما خواستم اینجا بنویسم

پهلوی برنمیگرده ، تعصبی نمیگما نه، منطقی میگم ؛ همیشه پاتو جای پای کسی میزاری که بهش ایمان داری، ظاهر پهلوی ایمان نمیاره ربطی نداره طرفدار جمهوری اسلامی باشی یا نه

اما عقل میگه جا پای کسی که میدونی نمیتونی بهش تکیه کنی نمیزاری

و یه چیز دلی بگم؟ منم از وضعیت گرونی اعتراض دارم اما احمق نباشین دیگه قرار نیست برای بهتر شدن تو هر جمعی برین که

بین بهشت و واقعیت

یه کاریی و چندروز صبح دارم انجامش میدم اونم تجسم چیز هایی که میخوام حس حال عجیبی داره

توب این تجسم آدم های اطرافمو با برطرف شدن اون خلا و مشکل میبینم، با برآورده شدن آرزوهای میبینم که فکر میکنم دوست دارن داشته باشن

حتی خودمم تو آرزوهای براورده شده میبینم و حس حال عجیبی داره

حس ما بین غم و موندن تو اون رویا

همین

طبقه بندی نیاز

این جمله زیاد میخونم یا میشنوم

حال یه ایران بده

طبیعی ام هست ، درسته هدف های بزرگ و والا خیلی با ارزشن اما طبق نیاز های مزلو باید نیاز های اساسی براورده بشن تا بتونی به اون نیاز های والا فکر کنی!

و امیدوارم ته این داستان ها شیرین باشه

گره پیچ در پیچ

برادرم چندروزی به خاطر باز کردن یه کافی شاپ «کمالگرایانه به نظرم» در به در دنبال پول، دیشب وقتی یه نفر یه پول که باید براش میریخت ،واریز کرد مثل دوپامین تزریقی حالش خوب شد، احساس کرد کافیه،مفیده،حالش خوبه، و درنهایت خوشحاال تره، با وجود اینکه من دلی رهبر بیشتر از شاه قبول دارم فکر میکنم مسیرش درست تره اما خوب باید بگم مخالفا حق دارن، این وضع پول نداشتن، مشکلات اقتصادی باعث میشه غمگین بشی به خودت و دنیا بد بیراه بگی

اما خوب هیچکی کاملا مقصر نیست همه نصفه نصفه مقصرن و امیدوارم این گره پیچ در پیچ باز بشه💚

اینجا یه باغه

یه نگاه به تک تک مردم

اگر میشد یه دید سریع به زندگیش از اول تا سنی که هست یه چیز میگه

دنیا و محیط مثل یه باغ و آدم ها مثل گیاهای باغ که اگر باغبون و محیط خوب نباشه یا رشد نمیکنه یا اگر رشد کنه به مرور پژمرده میشه

به نظرم همه به یه نور و اب و باغبون و خاک خوب احتیاج دارن

خونه جدید

یه امید تو وجودم روشن شده که دوست دارم ادامه پیدا کنه

اینطوری قشنگتره، اینطوری که اون چیزی که دوست داری بهش علاقه داری میشه مثل حرف رامبد جوان که میگه شد.این قسمت هایی که به بن بست میخوری میری جلو میبینی جلوت یه دیواره یه اتفاق دردناکه اما اون لحظه که یهو میبینی سمت راست یه مسیر که تازه دیدی حس مهمیه ، حسیه که دوباره موتور خاموش وجودت روشن میکنه و البته بستگی داره به بن بست میخوری یا میرسی به اون خونه جدید

کی انتخاب میکنه برای تو

واقعا هیچ کس حسرت هاتو عقب نشینی هاتو و تصمیم هاتو گردن نمیگیره، با وجود اینکه اون لحظه به کس دیگه ای فکر کردی به اینکه به کسی فشار بیاری فکر کردی

بازم میگن چرا اون کارو کردی، چرا اونجاهمون حرکت نزدی مگه من گفتم! و اینجاست که دلت میخواد بزنی تو سرخودت

اینجاست که واقعا باید بگی خودت انتخاب کردی

ترس از جلو

یه قسمت از درمان وجودی هست که میگه ما چون از آگاهی زیاد میترسیم دچار اضطراب میشیم.

باید بگم میترسم از اینکه نتونم به اون هدف برسم، با وجود اینکه میدونم باید بخش بندی کرد باید امید داد اما بازم این ترس هست

به خصوص وقتی که چندین باز شکست خوردی، خلق و خو خودتو میشناسی

کاش یکی این ازمون های مختلف یه ارزیابی کنه فکر میکنم از درون به صورت خوداگاه یا ناخوداگاه داریم ضربه میخوریم

ادمی که بزرگه

داشتم الان موقع مو شونه کردن فکر میکردم که دلم میخواد از این آدم های باشم که پناهن، قضاوت نمیکنن، بزرگانه برخورد میکنن، میشه باهاشون حرف زد بدون اینکه قضاوت شد

اما😑فهمیدم اینطوری هنوز نشدم

اگر این مدلی ان اول تبریک میگم دوم توصیه ای دارین؟

توجه به اخر

خوب عرضم به حضورتون

هیچی مطابق میلم نیست ، اتفاقاتی که دوست دارم نمی افته، اتفاقاتی که ازش میترسیدم مدام باهاش روبرو میشم، و این وسط اتفاقات غیر منتظره ام پیش میاد که اصلا تصورشو برای روزم نداشتم و تنها چیزی که الان باعث لبخندمه ، جملات مثبت روانشناسیه که میگه به لحظه حال نگاه کن و سعی کن لذت همین لحظه ببری و جمله کلیشه ای. که خودم همیشه میگم به چشم یه تجربه که یه چیزی یاد میگیری بیینین

و در نهایت اگر،شاید یه درصد اونی که پول و قانون کار درست میکنه میخونه باید بهش بگمم

حاجییییی چرا اوضاع حقوقققها با زمان انقدر بدههههه

یا. یه فکری کن یا من میدونم و تو هااا

پول میخوایم میفهمی حاجی پولللل😡😡😡😡😡😡