خاک

شنیدین میگن خاک آدم سرد میکنه؟

عمو‌مامانم که اندازه عمو خودم حتی می‌تونم بگم بیشتر از عمو خودم دوستش داشتم مردی بود آروم ساکت ،بدون اینکه به کسی آزار برسونه ،بدون اینکه یه بار عصبانیتشو دیده باشم،دیشب شام چهل امشو خوردیم

دورهم جمع شده بودیم و حرف میزدیم انگار یه دورهمی عادی بود مثل شب های ماه رمضون مثل مراسم دورهمی اما این شام واسه چهل روز نبودن بود واسه مردی که‌دیگه‌نمیاد‌،شاید ما اون‌دنیا ببینیمش ولی اون دیگه‌نمیاد، وقتی بهش فکر میکنم میبیینم اگه یه روز خدایی نکرده مامان بابام نباشن ،ترسناکه،

عجیبه نه؟زندگی آدمای اطرافمون همه شبیه اشو تجربه میکنیم

اما‌تو‌اون لحظه، اما امروز ،بهش فکر نمیکنیم

به‌رویاهامون ،به چیزا خوب فکر می‌کنیم و‌حتی از این فکر کردن لذت میبریم اما به تلخی های که برا هممون پیش میاد فکر نمیکنیم

دوست نداریم بهش فکر کنیم

با خودمون میگیم خدا نکنه.

یه وقتایی فکر میکنم که خوب اگه خدا آنقدر قدرتمنده. باهوش ترینه

چرا دنیا طوری آفریده که با رنج، قوی بشیم؟

میدونین دلم میخواد طرز فکر انشرلی بیاد تو‌ذهنم

انطوری که اون دنیا میبیینه ببینم.

یا حداقل یه استعدادی مثل بیلی همون دختر خوانندههه خارجی بده تا بتونم خونه و‌ماشین مورد علاقه ام بخرم .

یا دیگه پله پله اخرش ولیعهد آینده انگلیس عاشق ،شیفته من کن .

🙄🦋

🥰

الهی از اون مشکل و‌سختی که داری باهاش مقابله میکنی

سربلند بیرون بیایی

و من هم مطمئنم که از پسش بر میایی😊

موفق باشی❤️💚🦋

برچسب خوردن

حال هوا این روزام یه طوریه که دوست دارم یه کلبه داشته باشم از اون خوشگل لاکچری هاش وسط جنگ با یه سگ و‌گربه و تا وقتی بهار بشه و دوباره درختا شکوفه کنه

اونجا بمونم انگار مثل خرسا برم تو خواب زمستونی

بهتر نبود؟ اصلا چه قدر خوب می‌شد برای اون آدمایی مثل من

اونایی که میان گرا مایل به درون گران سال به شیش ماه شیش ماه نصف میشد؟!

اخه میدونین آدمایی مثل من چه طورین؟!

اینطوریم که یه وقتایی دوست داریم مارو دعوت کنن به یه جمع دوستانه

و یه وقتایی میخوایم تنها باشیم

و امان از وقتی که دوست داریم تنها باشیم اما وظیفه داریم تو جمع باشیم مثلا تو یه مراسم که اگه نباشیم هزار تا برچسب میخوریم بنابر این باید به زور خودمون بکشونیم به اون مراسم تا از شر این برچسب های خطرناک راحت بشیم.

یکی از ایناهم الان بهم نزدیکه

میدونین؟

میدونین قراره به زودی برم مشهد اما اصلاذوقشو ندارم.

دلم مسافرت با این لیست مهمونایی که قراره بریم نمیخواد

اما به خاطر همون قضیه برچسب خوری باید برم

هییی

یه‌وقتایی واقعا برخورد کردن مثل خانوما متشخص‌و‌و یه دختر با شخصیت و نمیدونم با فکر عذاب اور میشه

دوست دارم بد عنق بشم و بگم مننن نمیاممم .پامو بکوبم زمین بگممم

اصلا به درک که کسی‌نمیاد کویر

من میخوام برم کویر دوست ندارم بیام باهاتون مشهدد

البته امیدوارم این حرفا صادقانه ام به گوش مامانم و امام رضا نرسه و‌ناراحت بشن

از‌اونایی که‌این دونفر میشناسن تقاضا دارم راز دار باشن به کسی نگن🙄🥺😁🙏

👭

یه وقتایی نگران میشم

نگران اینکه این تغییر،این بزرگ‌شدن

مریضم کنه.

میدونین راستش دلم هوس یه دوست و‌کرده

یه نفر که راحت بتونم کنارش بشینم‌و چایی و کیک بخوریم

واز دغدغه هام بهش بگم

بهش بگم

دوست‌دارم بابام به جای اینکه جلو داداشم که هیچ وقت نتونسته بهش افتخار کنه بهم بگه دخترم

تو جمع های فامیلی بهم بگه دخترم.

دوست دارم دوست های دور اطراف داداشم از پسرای پولدار با جیب باباشون ،دورش از دوستایی مثل مهدی و مجید عمو پر باشه رفیقایی که بیشتر شبیه مردن ،بیشتر شبیه مردایی خوبن.

دوست دارم بهش بگم یه دختر خاله دارم اسمش فاطیه

قبلنا یه حرف بهم زده و هنوز که هنوز از دلم بیرون نرفته

دوست‌دارم بهش بگم

اوه

لیوان چایی مون تموم شد

برم چایی بریزم

شمع

دنبال من نبود

دنبال‌دوست داشتن بود

گذرمون تصادفی و بر اساس سرنوشت بهم رسید

ادعا میکرد عاشقه

اما عاشق نبود

خواستار عشق بود مثل همه ادم ها دوست داشت دوست داشته بشه

خواسته زیادی نداشت

اصلا نداشت

تازه حق اش بود.

تقصیر من بود

از اولش تقصیر من بود

نقشه‌شومن کشیدم

من تصمیم گرفتم بین دوست‌داشته شدن و دوست داشتن

دوست‌داشته بشم

نقشه ام عیب و ایراد زیاد داشت

مثلا یادم رفت اول عاشق امتحانش کنم

ببینم اصلا از عاشق بودن من سر بلند بیرون میاد؟اصلا عاشق هست؟ اگه هست عشقش هر دومون گرم میکنه؟

اشتباه کردم،،هیچ پروانه ای نیست که انقدر عاشق شمع باشه که حاضر باشه به خاطرش بسوزه

من‌میخواستم یه پروانه دورم بچرخه انقدر که برای من بسوزه خیلی خود خواهانه و حالااین خودخواهی خودمو آب کرد

الان چی مونده؟یه شمع نیمه سوخته تنها که به نورش کسی محتاج نیست

😘😘

این روزا دیگه اکثرا شنیدیم که میگن به دیگران حرفای قشنگ بزننین

اگه چیز خوبی دارن بگین و ازشون تعریف کنین.

چند روز پیش یکی از فامیلا که بحث ورزش و باشگاه بود بهم گفت ملیکا هیکلت که خوبه

این حرف خیلی ساده چند روز قلبمو خوشحال کرد

الانم من به شما میگم

توخیلی‌ دوست‌داشتنی هستی

و خیلی منحصر به فردی😘

یه عالمه حال خوب برای تو

الهی آنقدر سیر بخندی که ندانی غم چیست

نمیدونم چرا ما آدما عادت کردیم بعد جمله سلام خوبی

برسیم به اینکه خوب چه خبرا چه کارا میکنی

این کارو کردی

راستی از فلانی چه خبر

از درست چه خبر

از اون فامیلتون چه خبر وووووووووو.

عین خبر نگارا ،انگار آدما خودشونن نمیدونن چه قدر ذاتن استعداد و علاقه به خبر نگاری دارن

خلاصه که به نظرم آنقدر سرگرم خودت باش که وقت سرک کشیدن تو زندگی دیگران نداشته باشی

🩷❤️🦋

به آدمایی اطرافتون حس امنیت بدین

حس دوست داشتنی بودن

حس‌اینکه بهترینن،زیبا ترینن

حس اینکه ارزششون خیلی خیلی بیشتر از اون چیزی هست که فکر میکنن

حس‌اینکه بدون‌ اونا دنیا قشنگ نمیشد

به‌ادمای اطرافتون رنگ عشق و دوست‌داشته شدن بدین

اینجوری دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنیم

روزه

فکر کنم یکی از لذت بخش ترین کاری که از انجام دادنش لذت میبرم

غذا خوردنه و 🥺خیلی از دست خدا ناراحتم که همین لذتم نمیزاره انجام بدم اگه واستونم سواله که هنوز ماه رمضون نشده باید بگمم

روزه قرض دارم قرضض

وگرنع فکر نکنین مثل این هندی ها واسه شوهر نداشتم و‌سلامتی اش روزه گرفتم نه اصلا🥺

خدایا من یک عدد دختر شکموام نمیشه یکم پارتی بازی کنی

یه کوچولو

مرد

یه قسمتی از سریال دردسر های عظیم هست که لطیف شخصیت پسره‌داستان به خودش دل جرات میده بعد یه عالمه من من کردن برای دختر داستان که اسمش بهار پا پیش میزاره

همین امروز تکرارشو‌داشتم میدیدم ویه چیزی

قشنگه

اینکه یه مرد یاد میگیره و قبول می‌کنه باید مرد باشه

باید مردانه پا همه چی واسته

قشنگه

​​​​​​​

برا خودتون برای اینکه روحتون سالم بمونه

جملات مثبت به خودتون بگین

مثلا امروز من بهت میگم:سعی نکن تو‌کاری بهترین باشی فقط اون کارو با لذت انجام بده ،لبخند بزن و انجام بده

❤️

بعد اینکه آدم ها نیاز های اولیه شوت برآورده میشه

مثلا خوراک و پوشاک یا خیلی خودمونی شکمشون سیر میشه

میرن سراغ بعدی میدونین اون چیه مگه نه؟

همونی که اسمش عشقه

دوست‌داشتنه

یکی از هزاران موردی که از بدر تولد بهمون یاد ندادن باید چه طوری باهاش برخورد کنیم و تو هیچ کتاب درسی یادمون ندادن

اما بهش نیاز داریم

و یادم نداریم چه طوری این عشق به دست بیاریم یا حتی سخت تر نگه اش داریم اما میخوایمش و بدون اون انگار یه رنگی ،یه رنگ لازمی تو‌زندگی مون کمه

امروزتون پر از اتفاقات خوب

هر صبحی که بیدار میشیم

یعنی خدا برامون هنوز برنامه داره

ایشالله این برنامه ها شیرین و خوب باشه

پر از خوشبختی

پر از حال خوب

پر از شادی

از سری ادم های محترم

شما دوست ندارین باهاتون قشنگ و زیبا صحبت بشه؟

مگه میشه کسی بدش بیاد اصلا؟

فکر کنم اینایی که لحن بد آدم های نزدیکشان یا کلا اطرافیانشون تحمل می‌کنن و هیچی نمیگن به خاطر خسته شدنه به خاطر ناامید شدن از بهتر شدن این افراد

مگه نه؟

چه قدر اونایی که محترم حرف میزنن دوست داشتنین

اگه تو ام جز اونایی ازت تشکر می‌کنم❤️🩷💚

امروزتو دریاب

میتونیم انتخاب کنیم

بنشینیم و به حسرت هامون فکر کنیم

یا امروزمون زندگی کنیم

همین الان به جمله رو خوندم

خیلی به نظرم واقعی بود

جوون بودن وقتی آدما اطرافت باورت ندارن و ناراحت می‌کنن سخته

چون تو‌به اندازه همه این بدی ها به خودت باید حرفای خوب بزنی

شماهم صدای شکستن قلبتون میشنوین مثل من؟

نگرانی

شماهم نگران هستین؟

نگران آینده تون

ورزش و نفس عمیق و زندگی تو حال ام

جلو نگرانیم نمیگیره

😖😖

الان ساعت. سه و نیم تقریبا٫واز ساعت دو و خورده ای که سعی کردم یه خواب عصرگاهی داشته باشم امااا با وجود اینکه کل روز خوابم میومد الان هر چی به چپ و راست میچرخم

نوچچچچچ

خوابم نمیبره

😖😖😖😩😩فکر کنم بدنمم بازیش گرفتهه

شیطون‌میگه حالشو بگیرماا🙄👿

نمیدونم چه طوری بگم

اکثر وقتا شروع کردن برام سخته تو هر زمینه ای

الانم چه طور بهتون بگم از حرکت داداشم ناراحتم؟

گوشی جدیدمو داداشم برام خریده نه پولشو ها فقط زحمت خریدنش به عنوان مرد دوم خانواده کشیده

و اونایی که ایفون دارن میدونن یه اپل ایدی اول گوشی باید وارد کنی که اگه برای کس دیگه ای وارد کنی همه اطلاعات و کارایی که تو گوشی انجام میدی برای اونم میره

بحث پنهون کاری یا اینکه فکر کنی من دارم کار بدی و یواشکی میکنم نیست

بحث اعتماده

بحث اینکه چرا متوجه حریم خصوصی نیستن که من دوست دارم داشته باشم

بر فرض که من اصلا کار بدی انجام میدم یعنی به عنوان یه دختر که دیگه بزرگ شده برادرم چه طوری فکر کرده چه چیزی تو ذهنش داشته که گفته این اجازه رو دارم وارد حریم خصوصی خواهرم بشم؟

میدونم شماهم منو نمیشناسین اما اگه میتونین به حرفام اعتماد کنین اینو بدونین تا حد امکانم خودم ارزش خودمو میدونم میدونم نباید یه جاهای پا کج بزارم

اما بر فرض من با مردی تو مجازی بخوام اشنا بشم و صحبت کنم

و فکر میکنم این حق دارم یه کارای برای خودم انجام بدم

نمیفهمم واقعا نمیدونم چه طوری یه سری برادرا و مردا نزدیک این کارا انجام میدن و اسمشو میزارن غیرت ؟

چه طوری متوجه نیستن حریم خصوصی برای یه دختر چه قدر اهمیت داره و چه قدر مهم یه مرزی بین هر رابطه ای باش

و برادرم سعی کرده این مرز رد کنه

نمیتونم بهش بگم‌چون غد و تازه کاری ام پیش نمیره

اما واقعاحرکتش قلبمو به درد اورده

اصلا تو هر رابطه ای

حتی عشقی

اگه اعتماد نباشه اگه طرف خیانت کار باشه این چک کردن به چه درد میخوره ؟چی پیش میره

و برادرم؟؟ناراحتم

من یه دختر بالغم که دیگه میدونم چی واسم خوبه چی واسم بده اون هم به شعورم هم به اعتمادم همه چی

حالا من که خواهرشم اما طفلک همسرش

داداشم معلومه اون پختگی که یه زن از همسرش میخواد و نداره و فکر کنم اهل کنترل و چک کردنه

و این واقعا یه سم تو زندگی اش میتونه باشه

نکنین

این کارا به نشونه اعتماد عیرت و مراقبت نکنین

درست نیست

اگه اطرافتون کسی دارین که شخصیت احساساتی داره و اگه بهش اهمیت میادین و دوستش دارین از من به شما نصیحت

بیشتر مراقب رفتار و حرفاتون باشین اگه دوستش دارین

چون چندان نوشته خوندم که ناراحت بودن می‌خواد بنویسم:الهی پیش برین و دری به روتون بسته نباشه البته از اون پیش روی های خوب نه گناه. روزتون پر گل باشه❤️😘

جمعه ها؟!

یه دفترچه کوچیک دوازده تومنی خریدم که با وجود اینکه ارزونه اما خیلی قشنگه و توش یه سری قانون نوشتم برای خودم ،یه قانونی هایی که کمکم کنه یه شخصیت بهتر بسازم یه ورژن بهتراما یه چیزی هست که واقهیه اما رو اعصابه مثلا وقتی نوشتم کمتر حرف بزن و بیشتر گوش بده من هنوزم کاملا نتونستم به این حرف عمل کنم. یعنی یه جاهایی یه حرفایی میزنم که بهتر سکوت کنم😐و اون موقع دلم میخواد یکی محکم بزنم تو سر خودم.

جمعه است

دلم میخواد الان جنگل بودم وسط یه جاده پاییزی بودم و یه اهنگ قشنگ پخش میشد و من باهاش میخوندم

هوس این حال هوارو کردم

(روز جمعه خوبی داشته باشین)

فکر میکنم خودم باعث خیلی از شکستگی های قلبمم

چی بهش میگن ؟طرحواره؟

یه جمله شنیدم امروز میگفت، ذهنت میتونه باعث خوشبختیت بشه یا بدبختیت

من تو ذهنم انگار یه فیلمنامه نوشتم و به هر کسی یه نقشی دادم و اون نقش رو یه سری ویژگی ام براش تعیین کردم

اما خیلی مثبت و بدون نکات تیره نوشتم

بدون اینکه بنویسم

دوست عشق و خانواده اطرافیان یه قسمت تیره دارن

یه قسمت که تو دوست نداری

باید قبولش کنی

من اینو ننوشتم

برای همین الان گریه ام گرفته.

ایفون

به نظرم تا الان بهترین فضا مجازی اینجاست

آدما همو نمیشناسن و نوشته ها متن ها خیلی از اعماق قلبشون میاد،خیلی واقهیه،خیلی بدون کلکه،انگار اینجا آدما ماسک نمیزنن رو صورتشون،یا من از نوشته ها اینطور فکر میکنم.

دیشب گوشی جدیدی که خانواده ام برام خریدن به دستم رسیده

و اگه یه نفر میپرسه مدلش چیه باید بگم برای اولین بار آیفون خریدم

همونی که یه سیب گاز زده است هنوز نتونستم باهاش کار کنم تا بگم واقعا بهتر از گوشی ها دیگه است یا بحث بحث همون شکل سیب گاز زده است

تنها چیزی که میدونم امید وارم این یکی گوشیم سالم بمونه

چون با اینکه خیلی سعی میکنم شلخته نباشم اما نمیدونم چرا نمیتونم خوب مراقبت کنم ولی ایندفعه فکر کنم جدی جدی باید مثل جونم مراقب گوشیم باشمم چون این آیفوننهه😭خراب بشه پدرت دوبرابر در میادد

خوب در آخرم😁😊به خودم مبارکا میگویم برای گوشی جدید باشد که به خوبی کار بزنم و استفاده کنم