حالم خوب نیست ،انگار دارم غرق میشم ،هرچی تلاش میکنی خودتو بکشی بالا درست کنی، با خودت بگی خوب طبیعیه دیگه قرار نیست همیشه همه‌چی‌اوکی‌باشه‌ روزا بدم محترمه

اما‌انگار‌دنیا باهات لج میکنه یا شایدم تو اینجور وقتا ضعیف تری مثل ویروس ایدز که وقتی میگیریش بدنت دیگه نمیتونه جلو بقیه اتفاق بد وایسته

احساس خستگی دارم امشب، حس میکنم بعد یه دویدن طولانی دلم میخواد یه جا بشینم یکم نفس بکشم

چون نفسم بالا نمیاد

نو اعصاب

اعصابم خورده

همین الان از سر کار اومدمم و دلم میخواد کله اشون بکنم اون دختر کوچولویی که ناپخته است و با این دخالت هاو حرفاشش داره تسلط ام میاره پایین

و اون خانومی که انگار صندلی ریاست چی داره میاد میگع میره

میدونم دارم غر میزنم اما اعصابمو خورد کردن، حس ادمی دارم که دست و پاش بستن و دارن هلش میدن، حس کسی دارم که‌دورش گرفتن و هی میگن بچرخ بچرخ

واقعا‌سخته اینکه سعی کنی شاد باشی، تحمل کنی،زندگی کنی

مثل اون جمله جوکر که میگه اگه عاشقمی زندگی کن حتی اونم فهمیده زندگی تو این دنیا با مشکلاتی که یه دفعه بهت سیلی میزنه سخترینه

پوفففف اعصابممم خوردهههههه

خوردههههههههه

از اینکه تلاش کنی خودتو بکشی بعد هی هلت بدن هی بزنن تو سرتتت

خیلی بده

گوشی

داشتم الان به این فکر میکردم این گوشی. عجب چیزی شده

میشه باهاش یه عالمه کار انجام داد و بهش وابسته شد انقدر که بدون اون نتونیم۲۴ساعت زندگی کنیم

اگه به سن پیری برسیم با این وابستگی به گوشی چه اتفاقی میفته؟

همین الان عطسه زدم خواستم نکات منفی بگم اما انگار دنیا یه برنامه دیگه ای داره.

برنامه ریزی

من اهل برنامه ریزی ام

اهل اینکه از قبل بدونم میخوام چه کارهایی انجام بدم اینطوری آرامش بیشتری دارم،و ترس کمتر همچنین کارام منظم تر پیش میره وخلاصه که این روش دوست دارم

هرچند اگه یه روز از این هفت روزم بزارم هرچه بادا باد بشه مشکلی ندارم اما برای تمام عمر «هرگز» برنامه چیزیه که به زندگی ات نظم میده،باعث میشه موفق تر باشی و استوار تر

پس مدال همیشه برنده رومیدم به سازنده برنامه ریزی

واکسن

واکسن کزاز زدم و نمیخوام تبلیغات منفی کنم اما بعد زدنش نه تنها بازوم درد میکنه حتی حس میکنم دوتا روح تو تنم جسمم نمیتونه حملش کنه و هر لحظه ممکنه اخ بیفته زمین

حالا نمیدونم کار خوبی کردم برای بدنم یا کار بدی.

دقیقا همیشه همینه. میخوای کاری که به نفعت هست انجام بدی اما نود درصد مواقع اصلا نمیدونی راه درست چی هست

یکی دیگه

زمان های غم رو مثل زمان شادی محترم بدون

ازش نترس

اینو‌باید مدام گفت ،باید گفت تا وقتی شادی میاد از اینکه بعدش غمم باشه فرار نکنی،نترسی

رابطه های عاشقانه اتون چه طوری پیش میره؟ من که گیر کردم

اونطوری که سناریو ها نوشتن پیش نمیره

و تازه بدتر از همه اینکه من دختریم با یه سد دفاعی که انگار باید رو وجهه استفاده از جملات محبت امیزم کار کنم

انگار یکم بگی نگی بر خلاف لبخندم تو ابراز احساسات خشک تشیف دارم

پوف‌کم‌ مشکل دارم الان یکی دیگه ام اضافه شد☹️

از دست دادن

یه تجربیاتی برای همیشه (تقریبا) یه ترس ها و نگرانی هایی تو وجودت میزاره

مثلا بعد مرگ بابام به از دست دادن آدم های اطرافم فکر میکنم

و‌یهو با خودم میگم اوناهم میرن‌و یهو یه غم عمیقی تو وجودم میشینه

همکارم دیروز بهم گفت هنوز تازه اولشه هنوز داغی فکر میکنی هست به مرور بدتر میشه

و این نگرانت میکنه

اینکه‌با‌خودت میگی یعنی سخت تر میشه؟

۲مشکل

همه ی آدما دوست دارن تایید بشن،دوست دارن مورد قبول باشن

اول مورد قبول عزیزاشون بعد مردم

برای همین خیلیا دوست دارن سلبریتی بشن معروف بشن،چون یکی از دلایلش اینکه مردم دوسشون دارن،تاییدشون میکنن

کم‌پیش میاد برای خودمون‌زندگی کنیم، کارایی انجام بدیم که خودمون‌دوست‌داریم اخه انقدر بهممون گفتن این کارو انجام بده به نفعته ،خوبتره ماهم مثل بچهای حرف گوش کن گفتیم چشم و اصلا توجه نکردیم که چرا نفع همون‌چیزی نیست که درونم به سمتش میره

مدام دنبال قبول شدن و مورد تایید شدنیم و حتی تو این مسیر یه سری هاهم هول میدیم که تو بیفت وگرنه که توجه هاروی توست

این طرز فکر و رفتار دقیقا از کجا میاد؟

و محبت عشق چیزی که خالصش،بدون توقع اش تو نود. درصدمون نیست

اینو‌دوست‌داریم به این دلیل اینو میخوایم به این دلیل

و تازه بدتر اینکه یه وقتایی محبتم گم میکنیم

هر کاری میکنیم به غیر انجام مهر محبت

فکر کنم اگه این دوتا نقص حل بشه خیلی چیزا حل میشه مگه نه؟

خانوم حسادت

خوب تصور کنید یه جایی میرین سر کار ووو یکی از همکاران شما ویژگی های مثبت فراوانی داره که با خودتون میگین اوف‌پوف

اون لحظه اصلی ترین احساس چیه

خوب‌معلومه حسادت وو باید بگمم تو این موقعیت ها غلبه به این حس‌ خیلی سخته و تو‌مجبوری مدام مدام با خودت تکرار کنی

من اون نیستم و هر کسی راه زندگی خودشو‌داره و

خودتو با کسی مقایسه نکن ملیکا

خودتو با کسی مقایسه نکن ملیکا

خودتو،،،،

واقعا دلم میخواد یقه این احساس بگیرم بگم بابا چرا دست از سر من بر نمیداری

اصلا تو از کجا میایی ،واسه چی میایی، فکر کنم حسادت شبیه این اشوب زن هاست که نمیخواد آرامش یه جا برقرار باشه

و‌یکی ام نیست بهش بگه

بابا‌خجالت بکش این کارا چیه از خودت در میاری یکم متین و‌با وقار باش

اما شما که‌میدونین

گوش‌شنوا‌نداره

اوشین

هر بار که سریال اوشین میبینم حرص میخورم واصلا به هیچ عنوان رفتار های اوشین و‌کاراش تو کتم‌نمیره دلم میخواد یه بارم شده یه سیلی بزنم تو صورتش بهش بگم یکم سنگدل باش ،یکم خودخواه باش

پوففف

میخواستم از یه چیز دیگه براتون بگم‌اما این اوشین نمیزاره☹️

اول هفته‌خوبی‌داشته باشین❤️

تصمیم تو،

این روزا یه جمله تو مغزم هی تکرار میشه کاری رو انجام بده که خودت دوست داری با ۲۵سال سن اینو به تجربه دیدم که آدما به هر دلیلی چه مصلحتتو میخوان،چه خوبتو میخوان،چه میخوان بزرگ بودنشون نشون بدن هر چیزی مهم نیست کاری رو انجام بدین که فکر میکنین اونجا حس خوبی دارین،اونجا رویاهاتون واقعی میشه اونجا زندگی تون معنی زندگی میده فقط همین که باید بفهمین اینکه مسیرتو خودت باید بسازی باید به همه‌بگی مهم نیست ته اش چی میشه،مهم نیست چی بهترین شغله،چی بهترین خونه است چی بهترین لباسه مهم اینه من تصمیم گرفتم همینو داشته باشم و امیدوارم توش بدرخشم همین

تفاوت ها

کمتر کسی تو‌دنیا میتونیم پیدا کنیم که بیشتر خوبی هارو ببینه تا بدی ها

ببشتر لذت ببره تا متنفر شه

بیشتر‌شاد باشه تا غمگین

چی باعث تفاوت میشه؟ ژن؟ محیط؟

چی باعث شده از تفاوت هامون باهمدیگه‌بدمون بیاد؟مادرامون تو کودکی بهمون گفتن این اخلاق بده این رفتار بده؟ یا مغزمون و قلبمون بهمون گفته؟

به نظرم رو اعصابه

اینکه نه قراره دنیا گل و بلبل شه

نه ما قراره از تفاوت ها خوشمون بیاد

البته جا‌داره بگم یه چیزی به اسم امید وجود داره که انگار داره با حرفای ضد نقیض من مقابله میکنه و میگه

ملیکا‌خانوم‌احیانا منو فراموش نکردی؟

رویا

اهل رویابافی هستین؟

اصلا مگه میشه بدون رویا زندگی کرد؟

رویاهاتون به واقعیت نزدیکه یا دوره؟

من به رویا زیاد فکر میکنم

و‌ زیاد پیشش میمونم و باید بگم یه وقتایی انقدر پیشش میمونم که زمان واقعیت از دستم در میره

یه بار به این فکر کردم که اگه خدا اجازه میداد این رویاها واقعی بشه ، زندگی چه طوری میشد؟

شاید بگین عالی

اما من فکر میکنم ممکن بود خرابش کنم و وسطش بگم خدایا بیار بگیر بقیه اشو تو درست کن

من خرابش کردم

اما بازم زندگی تو رویاهایی که میبافم‌به نظر خیلی زیبا میاد

انگار اگه ممکن میشد، قلبم قرمز تر میشد

یه دنیایی دیگه

چه چیزی مارو برای همیشه خوشحال نگه میداره؟

پول بینهایت؟ عشق بی پایان؟ زندگی بی دغدغه؟ شادی بینهایت؟ تفریح تمام نشدنی؟ چی؟

اگه خدا همه اینا بهمون بده برای همیشه خوب میمونیم؟

نمیدونم جواب شما چیه اما یکبار تجربه کردنش باید جالب باشه

کشور غمگین

تلویزیون پر شده از خبر های مرگ و‌جنگ و غم

نه که این ها نباشه

نه‌اینکه شیش گوشه زندگی بی غم باشه

نه اینکه ما تنها کشور مشکل دار،دشمن دار باشیم

اما یه جاهایی از روشش های این زندگی داره میلنگه

یه چیزایی درست نیست

حداقل به نظرم باید مثل هندی ها چندتا مراسم قشنگ داشته باشیم

مثل مراسم های رنگشون، یا یکم شادی و رقص

این حجم از غم خدا بهمون نداده

هدف

باید دنبال به هدفی رفت

باید به به ریسمانی چنگ‌زد

باید تا دم مرگ برای یه چیزی جنگید،یه چیزی رو مهم دونست

وگرنه دچار بیهودگی میشی و این دنیا برات هیچ‌لذتی نداره

«دوشنبه تون به کام»

کوچکترهای بزرگ

مسیر ها اشتباه نیست؟

غم و غصه دلیل برناراحت کردن دیگرانه؟

غم درونمون،فکر درونمون باید سر دیگران خالی بشه؟

داریم درست زندگی میکنیم؟

انگار غم و تاریکی داره مارو میکشه و ما همراهش دیگران آتیش میزنیم

لبخند میزنی تا زندگی کنی اما انگار دنیا از لبخند خوشش نمیاد

هیچکس بزرگانه رفتار نمیکنه فارق از سن و سالش

انگار آدمها کوچکتر های بزرگی ان که هنوزم بچگانه رفتار میکنن

حتی بدتر قلب هاشون به پاکی و سادگیه بچها نیست

رنگ های رنگین کمان

دقت کردین همه مون. یا حداقل اکثرمون شغل مشاور رو‌بدون حقوق انجام میدیم

مدام هر آدمی میبینیم در حال نصیحتش هستیم که اینکارو‌بکنی بهتره

اون کار بکنی بهتره ،این همسر خوبه، این کار خوبه

فارق از اینکه به این نکته توجه کنیم که

هر آدمی به رنگ متفاوت از رنگین کمان و. باید زندگی شو خودش بسازه، با مداد خودش

کار و کلافگی

عجیبه. نیست؟

بیکاری آدم مریض میکنه پر کاری ام آدم مریض میشه

آدم ها برای اینکه احساس مفید بودن کنن باید کار کنن. تا حس خوب کار به دست بیارن

اما مدام دلشوره دلشوره و نگرانی و استرس اونا فرا گرفته

باید از اون کار لذت ببرن و هر روز با لبخند بلند شن

اما هرروز کلافه تر و عصبانی تر میشن

چرا؟

تو طبیعتمونه؟ به قول یونگ گذشتگانمون یادمون دادن ؟ یا چی؟

ابر های تیره

بیاین راجب افکارتون میخوام حرف بزنم

از ده نفر به نظرتون چند نفر هستن که با ابر های منفی ذهن با اونایی که مدام تو مغزشون چیزای بد میگن مثل تو نمیتونی،اگه از پسش بر نیایی چی،اون تو رو دوست نداره،اونا از تو خوششون نمیاد، و و و و و چند نفر هستن که توی یه روز حداقل یک باز بهش فکر نکنن؟

نمیدونم دقت کردین یا نه

حال اکثرمون خوب نیست،

یه چیزایی تو قلب و مغزامون نمیزاره. لذت کامل ببریم

و حتی بدتر یه چیزایی تو زندگیمون

یه وقتایی احساس خستگی میکنی،احساس نفس نفس زدن توی روحو واقعا چه چیزی این حال و احوال برای همیشه خوب میکنه؟

بی نقص بودن

بی نقص بودن

چاهی که گیر افتادن توش میتونه تو رو داغون کنه

چند بار شنیدین و دیدین که بهتون با نگاهی برخورد کردن که انگار میگن تو چرا پرفکت نیستی ،چرا ایرادی داری؟

یا حتی به زبون اوردن که بلد نیستی؟ اینو خراب کردی؟ وا ؟!

تقصیر کیه؟ مغز آدما که قانون گذشته زندگی باید بدون مشکل و ایراد باشه و خرابی به بار نیاد؟

رسانه هایی مثل یانگوم که قهرمان هارو‌زیادی پرفکت نشون دادن

یا چی؟

یا شایدم چون دلمون میخواد دنیا جاییبی عیب و ایرادی باشه؟

به هر حال گیر نیفتادن تو‌این چاه و یا حتی بیرون اومدن ازش کار اسونی نیست

چون کمال و برتری و بی نقص بودن همیشه روی اشتباه و ناکافی بودن کم کرده