مخالف

امروز میخوام راجب تصمیم مخالف جمع صحبت کنم

براتون پیش اومده که یه وقتایی راجب یه چیزی تصمیم یا نظری داری که با آدمای نزدیک اطرافت فرق داره

ساز مخالف با تو میزنن

اگر فن بیان و متقاعد سازیت خوب باشه و اوناهم مغز نسبتا سالمی داشته باشن مییتونی. خواسته تو جلو ببری

اما اگر نباشه

یا باید تو کوتاه بیایی

یا باید مدام بجنگی برای خواسته ات

یا باید در سکوت بدون گفتن. به کسی پیش بری

و میدونین اگر گزینه اول نیست

به نظرم بجنگین به هر صورتی که فکر میکنین

چون یه چیزی بوده که اون مخالف اومده تو زندگیت و انگار اگر بهش بها. بدی قراره خیلی چیزا بهت یاد بده

از فیلم تا واقعیت

ما دخترافکر کنم اونجایی تو رابطه اشتباه میکنیم که مرد مقابل یه عاشق تمام میبینیم

فکر میکنیم کوه حاضر برامون جابه جا کنه

حاضر به خاطر ما از تو اتیش بگذره

به خاطر زخم نخوردن ما خودش زخمی بشه

اما اینا همه اش صحنه های فیلم های عاشقانه است

نه‌واقعیت زندگی هممون

مردا دنیایی واقعی بی نقص و عاشق پیشه فیلمی نیستن

قسمت غلط مشورت کردن

مشورت به نظرم همیشه خوب نیست

چون جلویی پروازتو میگیرن

چون آدمایی شهری جدید. ترس از گرونی و خارج شدن از منطقه امن و اسیب و زخم دارن

چون اکثر آدمایی امروزی از پرواز ترسیدن. چون میترسن سقوط کنن

و‌چون خودشون تو باتلاق ترس ها موندن

توروهم به سمت. ترس ها هول میدن