شم مشکوک
جذب چه طور آدمایی میشین؟
ساده،بدجنس،مهربون،خبیث،،،،
نمیدونم گفتم یا نه اولین اولین کاری که رفته بودم منو با آدمایی اشنا کرد که بگی نگی توشون شیشه خورده داشت،دوروداشت
واوضاعم به حدی رسیده بود که آدمایی که مهربون بودنم بهشون مشکوک بودم میگفتم یه کاسه ای زیر نیم کاسه شونه
راستش الان که دارم مینویسم میفهمم با اینکه یادم نمیاد خیانتی دیده باشم اما کلا یه شممی دارم که به آدما اول مشکوکه یعنی اینطوریم که انگار مغزم میگه آدما مشکوکن مگر اینکه خلافش ثابت بشه.
تازگی ها هم یه جایی میرم که یه خانومی هست به غیر کمک چیزی ازش ندیدما اما به چیز منفی درونم میگه ملیکا بهش اعتماد نکن
نمیدونم چه طوریه
شاید یه چیزی که از نیاکانم به ارث بردم برای اینکه احتمال بقاموبالا ببرم🙄«شایدم تجربه باشه و الکی وصلش کردم به گذشته»
ولی همونطور که فهمیدین
اصلا نظریه خوبی نیست
میدونین حس میکنم این نظریه میتونه از درون بخورتت
پس پیشنهاد میکنم اصلا سراغش شماها نرین