قبل نوشتن وبلاگم یه نگاهی به نوشته های بقیه میندازم و یه نوشته دیدم راجب پدری که با پول تاکسی برای دخترش لب تاب خریده و دعوا یی بینشون میشه و لب تا دختر خرد میکنه

اعصابم خورد شد.

تو اینستا امروز یه دکتر روانشناسی داشت با گریه صحبت میکرد و میگفت بله گفتن از میونمون کم شده

اینکه مادری موسیقی فرزندشو دوست نداشته باشه و به جای گوش دادن میگه نه

یا البته مادرا مهربون ترن اکثرا نه نمیگن

اما واقعا فکر میکنم

مداراهامون باهم دیگه کم شده

فکر میکنم زیاد داریم تو آیینه باز به خودمون میگیم دوستت دارم انقدر زیاد که خودخواه شدیم و پله ای رو پایین نمیاییم تا دست اونی که پایین تر از ما ایستاده بگیریم

مسخره ترینش اینجاست خودم اینارو میدونم و الان دارم مینویسم

اما خودمم یه وقتایی خودخواه میشم