فکر میکنم مشکل این نیست که من دلم نمیخواد راه درست برم یا تصمیم درست بگیرم

مشکل اینجاست اصلا نمیدونم اون تصمیم و راه درست و اون کاری که حتما باید انجام بدم تا خوشبخت باشم چیه

دلم اون آقاهه تو فیلما میخواد که شخصیت اصلی فیلمه میره پیششو و اون انقدر پخته و فهمیده است که کمک میکنه به شخصیت اصلی که راهشو پیدا کنه

دلم از اینا تو زندگی میخواد.

چون نمیدونم درست واقعی چیه ،دلم میخواد راه درست برم اما بلدش نیستم

مثلا همه ما دنبال عشقیم و دنبال محبت و یکی که همراهمون باشه درسته؟

منم این مسیر رفتم اما وسطاش متوقف شدم با خودم فکر میکنم درسته؟نمیدونم اصلا این طرز فکرم درسته یا نه اما هممون دنبال نتیجه خوبیم مگه نه؟یه جورایی نگرانم

نگران که نگم بیشتر دلم نمیخوادتصمیم اشتباه بگیرم

دلم نمیخواد مثل آدمی که افسوس کار هاو تصمیم گذشته شون میخورن

افسوس بخورم

میخوام پیر که شدم به خودم بگم بازم همین مسیرو میرم

دلم میخواد اینو تو پیری به خودم بگم

بگم هزار بارم به زندگی برگردم همین مسیرو میرم

من اینو میخوام

نه افسوس و پشیمونی رو