شمع
دنبال من نبود
دنبالدوست داشتن بود
گذرمون تصادفی و بر اساس سرنوشت بهم رسید
ادعا میکرد عاشقه
اما عاشق نبود
خواستار عشق بود مثل همه ادم ها دوست داشت دوست داشته بشه
خواسته زیادی نداشت
اصلا نداشت
تازه حق اش بود.
تقصیر من بود
از اولش تقصیر من بود
نقشهشومن کشیدم
من تصمیم گرفتم بین دوستداشته شدن و دوست داشتن
دوستداشته بشم
نقشه ام عیب و ایراد زیاد داشت
مثلا یادم رفت اول عاشق امتحانش کنم
ببینم اصلا از عاشق بودن من سر بلند بیرون میاد؟اصلا عاشق هست؟ اگه هست عشقش هر دومون گرم میکنه؟
اشتباه کردم،،هیچ پروانه ای نیست که انقدر عاشق شمع باشه که حاضر باشه به خاطرش بسوزه
منمیخواستم یه پروانه دورم بچرخه انقدر که برای من بسوزه خیلی خود خواهانه و حالااین خودخواهی خودمو آب کرد
الان چی مونده؟یه شمع نیمه سوخته تنها که به نورش کسی محتاج نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 13:8 توسط دختری از دل طبیعت
|