امروز سوار تاکسی شدم و‌کنارم یه پیرمرد نشسته بود از این ناراحتی که چرا باید من آنقدر نزدیک به یه مرد نامحرم بشینم‌و متوجه گرما کنارم بشم و تا وقتی بخوام پیاده شم به در بچسبم بگذریم

میخوام‌یه‌چیزی بگم

میدونین

یکی از قشنگ ترین چیزا به نظرم اولین بودنه

اولین عشق یه نفر شدن

اولین هم اغوشی

اولین لمس

که البته همه اینا یه نفر تصاحب کنه نه اینکه اولین نفر خراب کنه

این اولین ها دیگه قشنگ نباشن.

خلاصه که همیشه این اولین دوست داشتم اما زندگی خیلی غیر منتظره است.