سلام قشنگام

حالتون‌چه طوره؟

😁خوبب عرضم به حضورتون یه عروسی افتادیم😎 هر چند مطمن تو این گرونی صاحب مجلس پدرش در اومده اما ما هیچ آسوده تو خونه هامون نشستیم و لحظه شماره میکنیم برا اون روز😁

برای بزن و برقص و قر تو‌کمر

من همچنان سرماخورده ام☹️فقط امیدوارم اون روز دیگه فین فین لازم نشم که هیچ

امروز تولد بابامم بود البتع تولدش امشبه

اما ما ناهار براش شنگیلی ؟پلو با ماهی درست کردیم و روش شمع گذاشتیم

سر سفره مونم با گل عروسی که تازه گرفتم و به نظر خودم گلس عطر و بو‌داره و صاحب گل فروشیم مخالفه تزیین کردم

هرچند بابامم مثل خودم شکموهه یا من مثل اون چون حتی نزاشت شمع هارو فوت کنه سریع قاشق به دست میخواست غذاشو بخوره

البته اینو بگم من موافق یه گیتاریست یا یه تنبلک زن بودم که داداشم بیاره اما برعکس من که خوش ذوقم

مامانم اینطوریه که

ولش کن بابا حوصله داری☹️تازه برعکس شوهر بی احساسش که اصلا تو فاز رمانتیکی نیست میخواست با ماچ قال قضیه بکنه

☹️خوب فکر کنم گزارش کامل بهتون دادم

بوس به کله هاتون

فعلا