مجتبی و حافظ
فکر کنم توزندگیم دوست داشتم دو تا شخصیت داشته باشم
یکیش حافظ به عنوان یه پدر دلگرم کننده که هر وقت دلم گرفت یا خواستم چیزی بشنوم که آرومم کنه برم پیشش
یکیم یه دوست مثل مجتبی شکوری،مردی که امروز فکر کنم خیلی شبیه منه یا من شبیه اون
پر از احساسات،انگار میتونیم دردا رو عمیقا حس کنیم،
ولی البته هنوز من به پر دانشی مجتبی شکوری نیستم اما این روزا که لیست دوستایی که دوست دارم بیینمشون میگردم میبینم
دوست دارم دوستایی دیگه ای پیدا کنم
مثل مجتبی
کسایی که ازشون بیشتر یاد بگیرم،بیشتر بفهمم، نه صرفا بحث و غیبتایی نا پخته و حرفا الکی
دوست دارم یکی باشه مثل مجتبی پر از حرفایی که دوست دارم صبح تا شب بهش گوش بدم و گوش بدم
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 12:29 توسط دختری از دل طبیعت
|