هنوز باورم نمیشه رفتی
هشت روز گذشته
یعنی دیگه نمیبینمت؟
از اینکه خونمون خلوت بشه ترسیدم
از روزای بعد نبودنت ترسیدم
دخترتم مثل خودت از همه چی میترسید
الانم از اینکه دخترای بدون باباچه طوری بعد باباشون زندگی میکنن ترسیدم
چه قدر سریع خدا تورو از ما گرفت
برای بی بابا شدنم زود نبود؟
دلم برای خنده هات تنگشده
دلم برای دخترم گفتنت هات تنگشده
دلم برای ملیکا گفتنت هات تنگشده
دلم برای همه خاطرات گذشتم که توتوش بودی تنگشده
بعد تو وقتی قهر کنم و ناهار نخورم کی میاد از دلم در بیاره
کی تا لبخند نزنم آروم نمیشه
بابا
دلم برات تنگشده
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 9:29 توسط دختری از دل طبیعت
|