سلام از هواهای گرم تابستانی
چی بگم .نمیدونم .وقتایی که حوصله نوشتن ندارم پر حرفم الان که دلم میخواد براتون بنویسم مغزم خالی شده
بزارین فکر کنم راجب چی بگم
مثلا از سریال یانگوم و صبوری مافوق زیادشو مردنگهبان عاشق پیشه اشو و باهوشیش بگم که☹️همشو دلم میخواست داشته باشم به غیر بد بختی هایی که میکشه
یا از دوست پسر مفقود الاثر شده خودم که هوفف نگمبراتون
یا از اینکه هر چی فکر میکنم میبینم رو ادما اطرافم عیب و ایرادایی میبینم که رو مخمه بعد میبینم😐تقصیر خودمه که حساسم باید بیخیال همه چی باشم
یا از چشمام که دوست داشتم مژه هام پر پشت و فر باشه و خدا کوتاهیی کرده بگم
اممم یا اصلا هیچی نگم برم بخوابم؟!
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 14:21 توسط دختری از دل طبیعت
|