ترس
این ترس چیه واقعا
نه زیادش خوبه و نه کمش
زیاد باشه ممکنه از کارهایی توروباز داره که بعدها ممکنه حسرتشو بخوری
کم که باشه ممکنه کارهایی بکنی که بعدا جای جبران نداشته باشه
یه سری هدف ها و رویاها و خواسته ها دارم که این ترس دست و پام شل میکنه بهم میگه ملیکا اگه اینطوری بشه چی؟اگه خوب نباشه چی؟ اگه این فکر کنن چی ؟ حتی اگه بخوام بهش فکر نکنم مثبت بین باشم یه تجربه ها و خاطراتی نمیزارن
اما به جای امیدواری یا ناامیدی فقط یه چیز که منطقی به نظر میاد اونم اینکه هنوز ملیکا باید خیلی چیزا یاد بگیره
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ ساعت 13:27 توسط دختری از دل طبیعت
|