جنگ ایران و اسرائیل دوازده. روزه حسابی عصابمو بهم ریخت

بیشتر از نگرانی و اضطراب عصبانی بودم و فهمیدم باید خیلی رو کنترل عصبانییتم کار کنم و برام تعجبه اقا عراقچی چه طوری این حجم از عوضی بودن از نزدیک میبینه و میتونه خودشو کنترل کنه؟ چه طوری میشه این عوضی های فرانسوی و المانی و انگیلسی و امریکایی و اسرائییلی از نزدیک ببینی و تف تو صورتشون نکنی

کاش میتونستم ازش بپرسم چه طوری انقدر خوب میتونی عصبانیتتو کنترل کنی!

و یه طرف دیگه وطن فروشا و طرفدار های شاه! چه طوری بعضیا بعد این ۱۲روز هنوز روشون میشه بگن جمهوری اسلامی مقصره!من قبلا دلم برای ادمایی که جمهوری اسلامی دوست نداشتن میسوخت ، میگفتم گناه دارن اما الان میفهمم اونا یه مشت احمق، بی عزتن، که شجاعت و ارزش نون که با عزت بخوری با بوقلمونی که دشمن بهت بده نمیفهمن و از اینکه باهاشون برخورد میکنم حالم بد میشه دوست دارم کشور جدا بشه ما از اینا جدا بشیم، چون نمیخوام با کسایی توی یه اب هوا باشم که اهمیت نون خشک که با عزت بخوری نمیفهمن، اهمیت شجاعت در برابر شیطان نمیفهمن

دلم نمیخواد با اینا برخورد کنم، اعصابمو خورد میکنن این طرز فکرشون برام غیر قابل تحمله

وخیلی چیزای دیگه هست که دوست دارم بگم مثل بستن شبکه های خارجی فساد کننده روانی مثل اینترنشنال که الهی پولی که در میارن همون تو گلوشون گیر کنه

و اینکه به شماها چه ما میخوایم انرژی هسته ای تولید کنیم اصلا نمیفهمم چرا سران یه بمب نمیسازن اصلا دوست داریم بمب ام میسازیم به شماها چه