چالش یا آرامش
کله ام داغ کرده
صبح یه جرقه اومد که انگار زندگی به چالش ها احتیاج داره
اما الان وسط چالش ها خسته شدم
از احساسات و هیجانات مختلفی که تجربه میکنم
از تفاوت آدم ها، از تفاوت فکرها و الان احساس همدردی جالبی دارم با اونایی که تو دفتر های غذایین یا پلیسن، یا وکیلا یاکلا هرکسی که تو کار جدل کردنه چون، سرکله زدن و ثابت کردن خودت و چیزی که میخوای بگی واقعا صبر و اعصاب بالایی میخواد وگرنه ظهر که بشه دلت میخواد سرتو از این حجم از عجایب بکوبی به دیوار
نوچ زندگی و فهمیدن خیلی زحمت داره، عقل بزرگی میخواد،. کفش محکم و قلب سفتی میخواد
چون مدام مدام مدام با چیزای مختلف و حتی مبهم و ناشناخته رو برو میشی
و باید بگم شانس با اونایی که عاشق چالش و هیجانن نه آرامش
البته فکر کنم همه هردورو بخواییم ارامش هیجان به اندازه خودشون
مزه بیشتر از هرکدومش بومب. داغونت میکنه
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان ۱۴۰۴ ساعت 16:56 توسط دختری از دل طبیعت
|