خوب. راستیش دلم میخواست الان تو دل جنگل بارون گرفته با صدای اب و طبیعت باشم اما الان خونه ام و صدای اکواریوم میاد.

میدونین حس میکنم نقش بابا دارم میگیرم یه جورایی نوع برخورد مامانم باعث این طرز فکرم شده،

انگار من تو دست بابا بودم و‌مثل‌اون شدم راه اونو دارم میرم و ناخوداگاه مامانم اونو توی من میبینه

و داداشم شبیه مامانم