یه خانوم جوون بود حدود چهل سال

لباس مراسم عروسی پسرش تازه خریده بود

فردا شب تولد پسر دومش بود میخواستن کیک بگیرن

تازه ماشین گرفتن

تازه خونه رو برای مراسم شادی اماده کرده بودن

اما امروز دیگه نیست

و میرسیم به این جمله به هیچ چیز دل نبدیم ، هیچ چی جدی نگیریم

همه چی خیلی راحت میتونه تموم بشه