نمیدونم کی مقصره؟
من و روحیات ترسو بودن و حصار هایی که دورم کشیدم ؟
مادر پدرم که قدیمی ان و به رسم قدیم، ابراز عشق و بلد نمیتونن نشون بدن؟
پسری که عشق صادقانه بهم نداره یا شایدم مثل من تو این چرخه ی مشکل دار، عشق و یاد نگرفته؟
یا فرهنگ و جامعه که زیر سایه حجب و حیا و نجابت مارو از بیان احساسات به جنس مخالف اونم از نوع نامحرم بازداشته؟
یا سرنوشت؟
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 15:55 توسط دختری از دل طبیعت
|