امروز دوم مهر ۱۴۰۲ تولد یه دختر پاییزیه

نمیدونم باید بگم ۲۶ یا ۲۵

اخه یک سال تمام میگفتم ۲۵ سالمه اما با حساب کتاب سر انگشتی که انجام شده فهمیدم که الان باید ۲۵ باشم

نمیدونم تا قبل سن ۲۸ مشکلی ندارم عدد تولدم چند باشه

اما از همین الان نگران عدد سی ام اخه مامانم خیلی غیر مستقیم به پیری اشاره کرده

خودم فکر نمیکنم پیری باشه

اما امان از حرفا مثل سم میمون نا خود اگه وارد مغزت میشن هی تو مغزت وول میخورن

نمیدونم سی سالگی ام چی میشه اصلا تا اون موقع زنده هستم؟

چه اتفاقاتی واسم افتاده؟

اما الان خوب باید بگم به عنوان یه دختر ۲۵ ساله راه طولانی در پیش دارم و اوضاعم بگی نگی خوبه

اما دلم خیلی چیزا میخواست که الان داشته باشم

و ندارم..

اما خوب

این امید یه چیز عجیبیه که باعث میشه با وجود نداشتن چیزایی که میخواستم

امید رسیدنشو همچنان داشته باشم

پس برای خودم بر آورده شدن آرزو های شیرینمو آرزومندم